تبليغاتX
اخبارورسانه اخبارورسانه


لاریجانی در این دیدار با بیان این که در میان اصولگرایان اختلاف نظرهایی وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت، تصریح کرد: «اصولگرایان باید توجه داشته باشند که افراد و اصولگرایان اصیل بر همان اصول و عقایدی که موجب تشکیل جبهه اصولگرایی شد، پایبند هستند و عده‌ای در میان اصولگرایان وجود دارند که نگرانی‌هایی به وجود می آورند که باید آنها را هدایت کرد.»
رئیس مجلس شورای اسلامی در دیدار با شورای مرکزی جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی با انتقاد از برخی جریانهای اصولگرایی که حالت پرخاشگری نسبت به دیگر اصولگرایان دارند، گفت: «اصولگرایان باید در مقابل هم استراتژی مدارا پیش بگیرند.»

به گزارش خبرگزاری مهر، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی ظهر امروز دوشنبه در دیدار اعضای شورای مرکزی جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی، انجام کار تشکیلاتی و حزبی را از لوازم اداره کشور برشمرد و بر لزوم حرکت اصولگرایان در چارچوب تشکیلات منسجم تاکید کرد.

لاریجانی در این دیدار با بیان این که در میان اصولگرایان اختلاف نظرهایی وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت، تصریح کرد: «اصولگرایان باید توجه داشته باشند که افراد و اصولگرایان اصیل بر همان اصول و عقایدی که موجب تشکیل جبهه اصولگرایی شد، پایبند هستند و عده‌ای در میان اصولگرایان وجود دارند که نگرانی‌هایی به وجود می آورند که باید آنها را هدایت کرد.»

لاریجانی با بیان این که برخی افراد افراط و تفریط‌هایی در کشور به وجود می‌آورند که مسائل را وارونه جلوه می‌دهد، بر لزوم برخورد با این افراد تاکید کرد و افزود: «نمی‌دانم کسانی که کار تشکیلاتی را قبول ندارند چه چیزی را جایگزین آن می‌کنند و مگر بدون نظم و تشکیلات می‌شود کشور را اداره کرد.»

رئیس مجلس در بخش دیگری از سخنان خود با خطاب قرار دادن جمعیت وفاداران انقلاب اسلامی، وجود حزب و تشکیلات را امری ضروری برای کشور دانست و گفت: «تشکیلات باید بتواند براساس زمان و شرایط خود را تطبیق دهد و در امور کشور موثر باشد.»

وی همچنین افزود: «نفی تشکیلات از سوی برخی افراد به معنای مخالفت آنان با کار تشکیلاتی نیست بلکه آنها به دنبال تشکیلات زودگذر هستند که این مقصد و این منظور پخته نیست و تاریخ ثابت کرده تشکیلات زودگذر و این چنینی کارآمدی و فایده چندانی ندارد.»

رئیس فراکسیون اصولگرایان با اشاره به مسائل سیاسی پیش روی کشور بر وحدت اصولگرایان تاکید کرد و اظهار داشت: «تجمیع اصولگراها حرکت مفیدی است که هم نمایش اقتدار بیرونی در برابر کشورهای دیگر را به ارمغان می آورد و هم با وحدت داخلی موجب حرکت و رشد کشور می‌شود منتها باید توجه کرد که در کار تشکیلاتی وسیع مانند چیزی که در وحدت اصولگرایان مدنظر است باید با سایر گروه‌ها مدارا کرد.»

لاریجانی در این جلسه همچنین به جایگاه جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی اشاره کرد و یادآور شد: «جایگاه جمهوری اسلامی در حال حاضر جایگاهی مستحکم و قابل توجه است چرا که اگر این جایگاه سست بود، ابرقدرت‌ها و کشورهای مدعی با جمهوری اسلامی کاری نداشتند همانطور که با انبوه کشورهای ضعیف آفریقایی و آسیایی کاری ندارند.»

رئیس مجلس همچنین حوادث سال‌های اخیر در افغانستان، عراق و لبنان را ثمره تفکرات امام(ره) در صحنه بین‌المللی عنوان کرد و گفت: «این حرکات آرام آرام میوه تفکرات حضرت امام (ره) را بارور می‌کند و آرایش صحنه بین‌المللی در حال تغییر است.»

وی پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی در صحنه بین المللی را مرهون چند مولفه دانست و خاطرنشان ساخت: «یکی از مولفه‌هایی که موجب پیشبرد اهداف انقلاب و امام در سطح بین‌المللی شده است، پایبندی به آرمان‌های امام در داخل کشور و دیگری مردم سالاری دینی است که از متن تئوری عدالت برمی‌آید چرا که در این تئوری بدون مشارکت عامه مردم در حوزه سیاست و اقتصاد عدالت امکانپذیر نیست.»

نماینده مردم قم در ادامه ارتباط موثر روحانیت با توده مردم را یکی دیگر از مولفه‌های پیشبرد اهداف انقلاب عنوان کرد و گفت: «قدرت می‌تواند در افراد انحرافاتی را به وجود آورد و آنچه آن را در کشور ما حفظ می‌کند، روحانیت است و ما برای حفظ انقلاب نیاز به مبادی ایدئولوژیک داریم که این مبادی از حوزه ها برمی خیزد و تاریخ به ما ثابت کرده است که روش‌های دیگر موجب واگرایی توده‌ها و جریان پیشرو می شود مانند آنچه که در جریان‌های مارکسیستی پیش از انقلاب اتفاق افتاد.»

لاریجانی استفاده از نظرات روحانیت را موجب صیانت از نظام و جریان های سیاسی در کشور دانست و تاکید کرد: «ولایت فقیه به عنوان محور پیشرو و برای پیشبرد اهداف استراتژیک در کشور نقش اساسی دارد که سعی برخی جریانات در لطمه زدن به این جایگاه نیز به خاطر اهمیت آن است.»

در این دیدار که در محل ساختمان مشروطه مجلس برگزار می شد، اکثر اعضای شورای مرکزی جمعیت وفاداران به انقلاب اسلامی حضور داشتند که از جمله آنها می توان به حبیب الله بوربور، عباس شیبانی، رضا انصاریان و حجج اسلام شبیری زنجانی و دعوتی اشاره کرد.
امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


سریال آزار دهنده 'بی بی سی' از صداوسیما

نوع نگاه این سریال به شخصیت 'مادر' آنقدر ازار دهنده بود که علی رغم احتراز مشرق از پرداختن به همه برنامه های سیما و ایجاد شائبه های مختلف، مجبور به نوشتن نقدی در این باره شدیم .


شنبه ششم آذرماه 89 شبکه یک سیما، سریال طنز 30 دقیقه ای را پخش کرد که به روی آنتن رفتن آن موجب تعجب کارشناسان و ناظران فرهنگی قرار گرفت. نوع نگاه این سریال به شخصیت "مادر" آنقدر آزار دهنده بود که علی رغم احتراز مشرق از پرداختن انبوه به همه برنامه های سیما و ایجاد شائبه های مختلف، مجبور به ارئه نقدی در این باره شدیم؛ تا شاید به یاری برخی مدیران دلسوز رسانه ملی آمده و کمی از اثرات منفی این سریال بکاهیم. در ادامه بخش اول این نقد را می خوانیم.

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


جاسوس هسته‌ای هم 1+5 را نصیحت کرد!


یک متهم به جاسوسی برای سرویس‌های اطلاعاتی غرب در زمینه برنامه هسته‌ای ایران، در اظهاراتی جالب به دفاع از حقوق هسته‌ای ایران در مذاکره با گروه موسوم به 1+5 پرداخته است.

حسین موسویان که در دادگاه به اتهام اخلال در امنیت ملی مجرم شناخته شده است، با انتشار مقاله‌ای در روزنامه "فرانکفورتر آلگماینه" آلمان به بررسی وضعیت پرونده هسته‌ای ایران و روند پیشرفت آن پرداخته است.

موسویان در این یادداشت، بدون اشاره به سابقه منفی خود در پرونده هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران، عقب‌نشینی دولت اصلاحات از حقوق هسته‌ای را "تاکتیک" نامیده و مدعی شده است که "هیچ دولتی در ایران از حق هسته‌ای ملت عدول نخواهد کرد‏، ضمن اینکه ممکن است دولت‌های مختلف شیوه‌های متفاوتی در نحوه مذاکره و دیپلماسی داشته باشند."

مشاور مسئول پرونده هسته‌ای ایران در دولت سیدمحمد خاتمی که برخی منابع خبری از اقامت دائم او در کشور آمریکا خبر می‌دهند، همچنین گفته است: بدون توجه به اینکه چه کسی درایران در راس کار باشد، حقوق هسته‌ای ایران از جمله چرخه سوخت قابل مذاکره و معامله نخواهد بود.

این مطالب درحالی از سوی موسویان بیان شده که چندی پیش، وزارت اطلاعات در واکنش به برخی نقل‌قول‌ها درباره معاون سابق مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت، صریحا اعلام کرد که اقدامات حسین موسویان مصداق روشن و کامل جاسوسی بوده است.

حسین موسویان کیست؟

حسین موسویان زمانی که حسن روحانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی دولت اصلاحات، مسوولیت پرونده هسته‌ای ایران را بر عهده داشت، به عنوان رییس کمیته بین‌الملل شورای عالی امنیت ملی مشغول به کار شد.

وی عضو ارشد تیم مذاکره کننده هسته‌ای بود و همچنین سخنگوی هیئت ایرانی به شمار می‌رفت.

او بعدها به اتهام جاسوسی بازداشت شد و دادگاه انقلاب تهران او را به اتهام اخلال در امنیت ملی مجرم شناخته شده و براساس ماده ۵۰۷ قانون کیفری، به دو سال حبس تعلیقی و پنج سال محرومیت از مشاغل دولتی محکوم کرد.

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


اعزام منافقین به ایران توسط آلمان
  دستگاه جاسوسی آلمان اخیرا تعدادی از منافقین را استخدام کرده است تا در ایران به جاسوسی بپردازند.

این افراد چندی پیش با هدف مشخص و برنامه ریزی شده از سوی دستگاه جاسوسی المان به ایران آمدند که پس از مدتی دستگیر شدند.

وظیفه این افراد در داخل خاک کشور، جمع آوري اطلاعات در ارتباط با تأثير تحريم هاي اقتصادي بر كشور و تحت پوشش مؤسسه نظرسنجي "تي.ان.اس" آلمان بوده است.

جاسوسي تلفني از محيط هاي كارگري، دانشجويي و فرهنگي با پوشش جعلي خبرنگار كارگري، دانشجويي و انجمن حمايت از معلمان و ... كه جزو كارهاي برنامه ريزي شده این گروهك بوده در این مدت بوده است.
امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?




موسی قربانی، عضو کمیسیون قضایی و حقوقی و نماینده مردم قائنات در مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه ملت ایران به زودی از شر سران فتنه خلاص خواهند شد، گفت: پروژه های تکراری و ناحق سران فتنه راه به جایی نخواهد برد و به زودی به خواست مردم انقلابی کشورمان شاهد محاکمه آنها در دستگاه قضایی خواهیم بود.

وی در گفتگو با پایگاه خبری ملل نیوز با اشاره به اینکه پروژه جدید جریان فتنه که در قالب مظلومیت نمایی و مانور روی زندانیان سیاسی کلید خورده است، اظهار داشت: قانون گریزانی که خود ارکان نظام را زیر سوال برده اند حق اظهار نظر درباره آزاد سازی اغتشاشگران ندارند.

عضو کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس با تأکید بر اینکه سران فتنه باید منتظر محاکمه خودشان باشند، تصریح کرد: ملت ایران مرگ جریان فتنه و سران این جریان را 9 دی و 22 بهمن سال گذشته رقم زدند بنابراین امکان حیات مجدد آنها با فضا سازی و دروغ پردازی نیست.

وی با اشاره به اینکه سران فتنه با راه اندازی پروژه جدید به سنگین تر شدن پرونده های قضایی خود کمک می کنند یادآور شد: قوه قضاییه و مراجع رسمی در آینده ای نه چندان دور، سران فتنه را محاکمه خواهند کرد.

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?



دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان در گفتگویی به تشریح مواضع تشکل های دانشجویی در خصوص پیروی از گفتمان انقلاب و مقام معظم رهبری، مبارزه با جنگ نرم دشمنان، لزوم اسلامی شدن دانشگاهها و مبارزه با اقدامات تروریستی آمریکا و اسرائیل در آستانه بزرگداشت روز شانزدهم آذر پرداخت.

ایوب توکلیان دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان در گفتگو تفصیلی  با اشاره به نقض جنبش دانشجویی در تبیین ارزش ها و باورهای انقلاب اذعان داشت: جنبش دانشجویی به عنوان یک نهاد برخواسته از قشر علمی کشور همواره در راستای حفظ و تبیین باورها و ارزشهای برخواسته از متن انقلاب اسلامی در جامعه کوشا بوده است از این رو با پیروی از خط امام(ره) و رهبری توانسته است مسئولیت خود در قبال ارزشهای جامعه ایرانی و اسلامی را به خوبی انجام دهد.

وی خاطرنشان کرد: شناسایی حرکات منحرف و فتنه انگیز، جلوگیری از فراموش شدن ارزش های انقلاب و دفاع مقدس، مطالبه عدالت و مبارزه با استکبار جهانی مسئولیت های بسیار خطیری می باشد که جنبش دانشجویی به خوبی از پس آن بر آمده است.

**پیروی از گفتمان انقلاب و مقام معظم  رهبری راهکار جنبش دانشجویی برای مقابله با جنگ نرم

دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان با اشاره به اقدامات موثر و کار ساز تشکل های دانشجویی درراستای مبارزه با جنگ نرم گفت: به طور قطع دشمنان در هیچ مقطعی از زمان دست از کارشکنی علیه انقلاب و جمهوری اسلامی ایران برنمی دارند از این رو با شکست در حوزه های سخت افزاری به استفاده از جنگ نرم و حمله به مبانی فکری و مذهبی کشور متوسل شده اند ولی باز راه به جایی نخواهند برد.

وی افزود: ایجاد یک اتاق فکر متشکل از دانشجویان نخبه و ارزشی، ایجاد بصیرت و روشنگری در حوزه های مختلف و پیروی از گفتمان انقلاب و مقام معظم رهبری برنامه های مهمی هستند که جنبش دانشجویی در راستای مبارزه با جنگ نرم اتخاذ کرده که به حمد خدا تا به امروز موثر واقع شده است.

**اسلامی شدن دانشگاهها تبیین ارزشهای دینی را به دنبال دارد

عضو جامعه اسلامی دانشجویان با تاکید بر لزوم اسلامی شدن دانشگاه های سراسر کشور گفت: استفاده از روش های دینی و ارزشی در دانشگاهها، دانشجویان و محیط علمی کشور را ازهجوم آرا و اندیشه های سکولار و منحرف مصون نگه خواهد داشت و در راستای تبیین و تثبیت ارزش های خدا محور بسیار کارآمد خواهد بود از این رو تلاش در این خصوص در هیچ مقطعی از زمان نباید متوقف شود.

**نامه سر گشاده جامعه اسلامی دانشجویان به دانشجویان جهان در شانزدهم آذر

دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان در آستانه شانزده آذر و روز دانشجو خاطرنشان کرد: دانشجو به عنوان نماد روشنفکری همیشه ثابت کرده است که در تمام نقاط حساس زمانی شرکت فعال داشته است و از حضور در صحنه غافل نمانده است از این رو شانزده آذر که یادگار مبارزه با امپریالیسم و استکبار جهانی از سوی دانشجویان می باشد همیشه مورد ستایش خواهد بود.
وی اذعان دا شت: به طور قطع دانشجویان در این روز برنامه های متعددی را به کار خواهند بست لذا جامعه اسلامی دانشجویان نیز نامه سرگشاده ایران به دانشجویان مسلمان جهان حول محور نظریه های قرآن و اسلام و مبارزه با ظلم ستیزی و استکبار جهانی تدوین کرده و از آنها برای یک وحدت عمومی در عرصه دانشجویی دعوت به عمل آورده است.
وی در خصوص برنامه های جنبش دانشجویی برای مقابله با سوء استفاده برخی از فتنه گران در شانزده آذر گفت: جنبش های دانشجویی در راستای مقابله با جریانات فتنه آمادگی کامل را دارند لذا اجازه ایجاد آشوب و هیاهو را به هیچ جریان منحرفی نخواهند داد.

**بصیرت بخشی و روشنگری اقدام مهم دانشجویان در خنثی نمودن فتنه 88

توکلیان با اشاره به نقش موثر دانشجویان در خنثی نمودن فتنه 88 اظهار کرد: شناسایی عوامل نفوذی و وابسته به بیگانگان ، منفعل کردن جریانات منحرف دانشجویی و برخورد قاطع با آنها و روشنگری در خصوص عوامل اصلی و فرعی فتنه از مهم ترین برنامه های انجام شده از سوی جنبش دانشجویی در این راستا بوده است.

***برگزاری کرسی های آزاد اندیشی به توصیه مقام معظم رهبری مسیر را برای فتنه گران در 16 آذر بسته است

دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان با اشاره به راهکارهای جنبش دانشجویی برای مقابله با نفوذ برخی از جریانات ساختار شکن در آستانه 16 آذر و روز دانشجو در دانشگاه ها گفت: این جریانات که از طریق تحریک عده کمی از دانشجویان سکولار در حال طرح و برنامه ریزی برای ایجاد اشوب در دانشگاه ها بودند از سوی تشکل های ارزشی درون دانشگاه ها شناسایی شده اند امکان هیچ گونه فعالیتی از سوی آنها در 16 آذر وجود ندارد.
وی افزود: برگزاری کرسی های آزاد اندیشی و مناظره در دانشگاه های سراسر کشور که با پیشنهاد مقام معظم رهبری اتفاق افتاده است راه را برای هرجریان منحرفی بسته است.

***شعار اصلی 16 آذر 32 مبارز با استکبار جهانی بود

توکلیان علل وعوامل اصلی پیدایش 16 آذر 32 را مبارزه با امپریالیسم واستکبار جهانی دانست و اظهارداشت: دانشجو بایستی با پیروی ازاین خط در راستای مبارزه با کشورهای مستکبر جهانی که در راس آن آمریکا و اسرائیل قراردارند واردعمل شوند وهمچون دانشجویان 16 آذر 32 در راستای رسیدن به قله عدالت واستکبار ستیزی از هیچ تلاشی دریغ نکند.

***حرکت در مسیر امام (ره)و مقام معظم رهبری مهم ترین ویژگی تشکل های دانشجویی

عضو جامعه اسلامی دانشجویان با اشاره به مسئولیت سنگین جنبش های دانشجویی در وضعیت کنونی گفت: حرکت  در مسیر و خط امام (ره) و پیروی از ولایت فقیه، دفاع از آرمان ها و ارزش های انقلاب و دفاع مقدس، مبارزه با استکبار و  ظلم جهانی وعدالت خواهی از مهم ترین ویژگی های جنبش دانشجویی است که دانشجویان بایستی در آن راستا قدم بردارند.
وی افزود: حرکت دراین مسیر به طور قطع جنبش های دانشجویی مسلمان را از اضمحلال و خاموشی دورنگه خواهد داشت.

**جنبش دانشجویی در راستای توقعات رهبری عالی کار کرده است

توکلیان در خصوص وضعیت کنونی جنبش دانشجویی گفت: حرکت در مسیر درست و پیروی ازولایت فقیه، به کار گیری آرمان ها وارزشهای انقلابی، مطالبه عدالت از مسئولین مبارزه با ظلم و دفاع از مظلومین جهان جنبش دانشجویی را در بهترین وضعیت خود قرار داده است و این جنبش توانسته است در راستای برآورده کردن توقعات مقام معظم رهبری به خوبی عمل کنند.

**کارنامه موفق جنبش دانشجویی در پرورش نخبگان ستودنی است

عضو جامعه اسلامی دانشجویان در خصوص نقش مهم جنبش دانشجویی در تقویت بنیه علمی کشور و پرورش نخبگان علمی گفت: جنبش دانشجویی ثابت کرده است که دراین زمینه بسیار کار آمد عمل کرده است از این رو با جذب افراد نخبه علمی در راستای تقویت بنیه علمی و جذب نخبگان کشوری واردعمل شده است و کارنامه موفقی را از خود به جاگذاشته است.

**جنگ نرم مهم ترین تهدید پیشرو جنبش های دانشجویی

توکلیان با اشاره به اینکه جنگ نرم مهم ترین تهدید پیشرو دانشجویان می باشد گفت: ترویج اندیشه های انقلابی و اسلامی در دانشگاه ها،‌پیروی از اندیشه امام(ره) و مقام معظم رهبری استفاده از اساتید ارزشی و حذف نیروهای سکولار و ضد دین مهم ترین اقدامات تشکل های دانشجویی با همکاری مسئولین درراستای خنثی نمودن تهدیدات دشمنان وجلوگیری از بهره برداری های سیاسی، حزبی و فردی از دانشجویان می باشد.

**جنبش های دانشجویی علیه اقدامات تروریستی آمریکا واسرائیل وارد عمل خواهند شد

توکلیان در خصوص اقدامات تروریستی دشمنان جمهوری اسلامی ایران در قبال دانشمندان و اساتید ایرانی گفت: این اقدامات نشات گرفته از خوی وحشی ابرقدرتهای مستکبر جهان می باشد که درراس آنها آمریکا و اسرائیل قرار دارند.

وی افزود: به طور قطع تشکل های دانشجویی در قبال این مواضع سکوت اختیار نخواهند کرد واز طریق مجامع بین المللی در مقابل آنان وارد عمل خواهند شد.

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?



پیام رقیب آراء باطله به مناسبت 16 آذر در آینه حقیقت
مهدی کروبی ، معروف به رقیب آراء باطله به مناسبت 16 آذر پیامی صادر کرده است که ظاهری دارد و باطنی. همانطور که به تعبیر مقام معظم رهبری اربابان این فتنه گران دستی چدنی با ظاهری مخملین به سوی مردم ما دراز کردند ، این جیره خواراستکبار نیز با پیامی به ظاهر زیبا ولی در باطن پر از خیانت و دروغ به سم جوانان ما روانه نموده است. اما تصویر این پیام در آیینه حقیقت چیزیست که ما برای مردم عزیز ایران  به تصویر می کشیم

باطن پیام کروبی :

جوانان و دانشجویان عزیز؛ اساتید محترم؛ دانشگاهیان گرامی؛ و ملت همیشه سرافرازایران، ۱۶آذرماه، روز دانشجو آخرین نقطه امید ما برای دفن نشدن در زباله دان خائنان تاریخ است، ما را نجات دهید .

۱۶آذر هر سال یادآور مبارزات خستگی ناپذیر دانشجویان با اربابان ما یعنی استبداد و استعمار طیسالیان طولانی است. این روز یادآور شهادت سه دانشجوی عزیز در راه ایستادگی و مقاومتبر مطالبات آزادیخواهانه و استعمارستیزانه ملت ایران است.

دانشجویان پیش از انقلاب پیشتاز مبارزه با رژیم طاغوت بودند و نقش مهمی در تحولاتی که منجر به انقلاب اسلامی شد، ایفا کردند. پس از انقلاب نیز دانشجویان پرچم آزادیخواهی را رها نکردند و همواره چشم بیدار و پاسداران آزادی ، استقلال ایران و مدافعان آرمان های اصیل انقلاب اسلامی بودند و در مقابل ما وطن فروشان ایستادگی کردند . چه در حوادث انقلاب اسلامی که با رهبری امام مقابل رژیم ستم شاهی دوشادوش ملتمبارزه می کردند و چه در دوران ۸سال دفاع مقدس که با تقدیم ۵۰۰۰شهید سرافراز وصدها جانباز و ایثارگر در مقابل حامیان امروز ما ایستادند و نهال جمهوری اسلامی ایران را آبیاری و از آن حمایت کردند وچه در سالیان بعد از جنگ تا به امروز دانشجویان  همواره در مقابل خواسته های نامشروع ما ایستادند و فتنه را رسوا کردند. لذا همیشه شاهدیم که دانشجویان و دانشگاهیان همواره در صف اول مبارزه با ما  انحصارطلبان و قانون شکنان بودند و هیچ گاه ظلم و اجحاف در حق ملت بزرگ ایران رابرنتافتند . در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نیز که ما سعی کردیم با فریب و نیرنگ ، آنها را در مقابل نظام قرار دهیم جز معدودی از دانشجویان که با سازمان منافقین همکاری می کردند ، باقی دانشجویان خیلی زود دست ما را خواندند و ما را رها کردند .

اکنون که به روز دانشجو نزدیک می شویم، متاسفانه تعدادی از فتنه گران  که در غالب فعالان دانشجوییو تنها به جرم خیانت  و اقدام علیه نظام در زندان به سر می برند . ما از آنها می خواهیم که به اقداماتی که انجام داده ایم اعتراف بیش از این اعتراف نکنند تا دست ما پیش مردم رو نشود.

فرزندان من، به عنوان فردی که در دوره های مختلف، عمر خود را به خودکامگی گذرانده ام، چند نکته را از روی تجربه و کینه از مردمی که با ما همراه نشدند متذکر می شوم:

۱-تجربه نشان داده که دروغ، تزویر و ریاهیچگاه پایدار نیست. لذا باید مراقب دروغ هایمان باشیم تا زود رسوا نشویم.

2- جنبش دانشجویی اگر چه به دلیل سیال بودن از طول عمر کوتاهی در هر دوره برخوردار استاما همواره از پتانسیل و ظرفیت های بالای جوانان مستعد برخوردار است و لذا در هر دوره ای دانشجویان ما را ترد خواهند کرد.

جوانان و دانشجویان عزیز؛ ۱۶آذرماه، روز دانشجو را آن روزی به شما تبریک می گویم که ما قدرت طلبان را روی کار آورید.

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


جنبش دانشجویی، قربانی خیانت مدعیان دروغین

موسوی در بیانیه خود وظیفه اصلی همراهان و کسانی که از آنها به علاقه‌مندان راه سبز امید نام می‌برد را آگاه‌سازی دانشجویان دانسته است...

در میان بیانیه‌ها و فراخوان‌های ریز و درشت سران و عاملان فتنه به مناسبت 16 آذر ماه روز دانشجو، نکته قابل توجه در دعوت آنها به آگاه‌سازی دانشجویان و توده‌های اجتماعی نسبت به حوادث و تحولات سیاسی کشور است. موسوی در بیانیه خود وظیفه اصلی همراهان و کسانی که از آنها به علاقه‌مندان راه سبز امید نام می‌برد را آگاه‌سازی دانشجویان دانسته و می‌نویسد: «گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس‌های چهره به چهره، بالا بردن توانمندی‌ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفت‌وگو در جمع‌های کوچک حقیقی یا مجازی یا توسعه شبکه‌های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش‌های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون می‌تواند بخشی از تلاش‌ها و نه همه آن باشد.»
کروبی دیگر رأس فتنه در پیام خود که در 13 آذر منتشر کرده، به جای دانشجویان، آگاه‌سازی مردم و توده‌های اجتماعی را در شرایط کنونی اولویت دانسته و با اشاره به اینکه در شرایطی که جامعه ما نیاز به روشنگری و آگاهی بخشی هر چه بیشتر و تبیین راهبردهای اصلاح‌‌طلبانه برای عموم شهروندان دارد، یکی از وظایف دانشگاهیان را آگاه‌سازی «ملت» دانسته و می‌نویسد:‌«امروز ما نیازمند آگاهی بخشی برای عموم مردم ایران هستیم.»
تشکل غیرقانونی «شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت» نیز در بیانیه‌ای که باید آن را محصول اتاق فکر گردانندگان اصلی جریان موسوم به اصلاح‌طلبی دانست تا یک گروه دانشجویی، در بیانیه‌ای که به همین مناسبت صادر کرده، با اذعان به شکست راهبردهای گذشته، رویکرد جدید فعالیت تشکل‌های دانشجویی را پرهیز از خشونت، عقلانی کردن و کنترل هزینه، خلق راه‌های جدید و پرنشاط و امید برای فعالیت، استفاده از شبکه‌های غیررسمی و ... اعلام می‌کند.
نکته قابل توجه در این بیانیه‌ها این است که صادرکنندگان آنها به رغم فراخوان‌های گذشته و البته برای فرار از پیامدهای احتمالی تجمعات خیابانی، هواداران را از اقدامات تند و افراطی منع کرده‌‌اند. بیان بخش‌هایی از بیانیه‌های صادره نه به دلیل اهمیت و تأثیرگذاری سران و عاملان فتنه، چرا که آنها مدت‌هاست که از منظر مردم و حتی هوادارانشان به فسیل‌های سیاسی تبدیل شده و تاریخ مصرفشان به پایان رسیده است بلکه برای تحلیل و شناخت «خیانتی» است که طی بیست سال گذشته مدعیان اصلاح‌‌طلبی بر جنبش دانشجویی کشور روا داشته و آن را به ابزاری برای مطامع سیاسی خود تبدیل کرده و بالاترین ضربات را به حوزه نخبگی و اندیشه ورزی کشور وارد ساخته‌اند.
متأسفانه در سال‌های اخیر ضعف ساختاری احزاب و گروه‌های مطرح در عرصه سیاسی کشور سبب شده است که جریان‌های سیاسی کشور نقطه کانونی تحرکات خود را بر تشکل‌ها و انجمن‌های مطرح در عرصه دانشگاه‌ها متمرکز کرده و به نوعی جنبش دانشجویی کشور را به سکوی پرش و رسیدن به مناصب قدرت تبدیل کرده‌اند. مضافاً اینکه عرصه فکری و سیاسی دانشگاه‌ها نیز به محلی برای طرح و تمرین و نهادینه‌سازی گفتمان‌های سیاسی ناهمسو با انقلاب تبدیل شده است و این دانشجویان و فرهیختگان کشور بوده و هستند که باید به محلی برای آزمون و خطای احزاب و گروه‌ها تبدیل شوند.
اما ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. فراتر از مرحله گفتمان سازی، دانشجویان اولین قربانیان سناریوهای عملیاتی گروه‌ها و احزاب سیاسی افراطی بودند.
آن گاه که باید برای تحقق پروژه‌های عملیاتی «فشار از پایین چانه زنی از بالا» و دیگر شیوه‌های نافرمانی مدنی و ... به کف خیابان‌ها می‌آمدند تا سران آنها بتوانند از مسئولان نظام امتیاز بگیرند و اینگونه بود که حوادث تأسف باری نظیر 18 تیر 78 و حادثه خرم آباد و فتنه پس از انتخابات 88 و ... رقم خورد و بالاترین آسیب را البته جنبش دانشجویی کشور متحمل شد.
به راستی سران و عاملان فتنه آیا فرصت دارند که به بیانیه‌های خود در 16 آذر سال‌های گذشته یا دیگر مناسبت‌های دانشجویی مراجعه کنند و ببینند آیا آنجا هم دانشجویان را به آگاهی و شناخت و تحلیل روند حوادث و ... دعوت کرده‌اند یا اینکه در تمامی این مناسبت‌ها هدف آنها تنها سوء استفاده از نشاط جوانی دانشجویان برای آشوبگری، تجمعات خیابانی و ... بوده است، به گونه‌ای که در دوران حاکمیت مدعیان اصلاح‌طلبی، وقتی رؤسای دانشگاه‌ها با دستورات مرکزیت جریان‌های انحرافی برای تعطیلی کلاس‌ها، که متأسفانه در آن سال‌ها در وزارت علوم لانه گزیده بودند، مخالفت می‌کردند، تهدید به برکناری می‌شدند.
اکنون که با گذشت بیش از 18 ماه از حوادث پس از انتخابات سال گذشته، آن گاه که فراخوان سران فتنه با بی‌تفاوتی و ادبار اکثریت دانشجویان مواجه شده و می‌شود،‌آنها تازه به فکر توصیه به آگاه‌سازی یا دعوت به تعقل و عدم خشونت افتاده‌اند که در اتخاذ این رویکرد نیز تردیدهای بسیاری وجود دارد. چه بسا این توصیه‌ها از جنس ارسال سیگنال به دانشجویان برای پیگیری همان چیزی باشد که به ظاهر و در قالب بیانیه دانشجویان نسبت به آن منع شده‌اند. در نقطه مقابل این خیانت ورزی تاریخ ایران اسلامی مملو از فرازهای ارزشمندی است که جنبش دانشجویی کشور با از خود گذشتگی، ایثارگری و اندیشه ورزی خلق کرده است، از آن جمله می‌توان به مقاومت تاریخی 16 آذر سال 1332 به دنبال سفر نیکسون معاون رئیس جمهور امریکا که به شهادت 3 تن از آنها انجامید و نقش ارزشمند دانشجویان در پیروزی انقلاب اسلامی، انقلاب فرهنگی، تسخیر لانه جاسوسی و مهم‌تر از همه حماسه‌آفرینی در دوران دفاع مقدس و حضور در عرصه جنبش نرم افزاری در شرایط کنونی اشاره کرد که همگی نشانگر این است که به رغم تصویر ایجاد شده از سوی افراطیون،‌جنبش دانشجویی کشور تصاویر زیباتری نیز دارد که این البته نیازمند پاسداشت و تقدیر است. فرازهایی از تاریخ مبارزات دانشجویان که هوشیاری، درایت، زمان سنجی و ارزشگرایی اکثریت دانشجویان فهیم ایران را اثبات می‌کند.

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


بی بند و باری، رقص و پایکوبی در تنگه واشی
برخی از اماکن تفریحی که محلی برای گذران وقت و تفریحات سالم برای خانواده ها بودند، به دلیل عدم نظارت دقیق به مکان هایی برای تفریحات غیر سالم و تجمع دختران و پسران بدون در نظر گرفتن موازین اسلامی تبدیل شده اند.


هامون نیوز به نقل ازجهان، آلودگی هوا و تعطیلات چند روزه فرصتی را برای برخی از خانواده های تهرانی فراهم کرد تا از دود و دم ناشی از آلودگی شدید هوای تهران به دامان کوه و طبیعت پناه ببرند. در همین چند روز گذشته نیز مکان های تفریحی مانند دربند، درکه، کلک چال، توچال و پارک های تهران میزبان خانواده هایی بود که برای گذران وقت و تنفس هوایی سالم به آنها پناه برده بودند. 

در همین زمان تنگه واشی که یکی از مکان های تفریحی پرطرفدار در میان خانواده ها و تورهای سیاحتی است، نیز خلوت نمانده بود و برخی از خانواده های تهرانی در طول تعطیلات برای تفریح به این مکان رفته بودند اما با آنکه گشت نیروی انتظامی در فاصله چند کیلومتری از تنگه واشی بر رفت و آمد اتوموبیل ها نظارت داشت اما بسیاری از خانواده ها با دیدن وضعیت غیر اسلامی برخی افرادی که به آنجا آمده بودند، سریع به شهر خود باز می گشتند. 

تردد دختران بدون حجاب و با به سر داشتن تنها کلاه و کت های کوتاه زمستانی و تجمع دختران و پسران در کنار آتش های روشن در کنار این محل و گاه سرو مشروبات الکلی و رقص و پایکوبی در مقابل چشم کودکان از مواردی بود که خانواده هایی را که برای گردش به تنگه واشی رفته بودند را معذب و ناراحت می کرد. 

این در حالی است که همین محل در ماه رمضان نیز میزبان اکیپ های دسته جمعی دختر و پسرهایی بود که در ظهر های ماه مبارک رمضان بساط منقل و آتش و کباب به راه می انداختند و حتی در مقابل امر به معروف افراد روزه دار ایستادگی می کردند. 

همچنین اگرچه این روزها به دلیل برودت هوا رفتن به داخل رودخانه تنگه امکان پذیر نیست اما در تابستان دختران و پسران بدون هیچ کنترلی از سوی نیروی انتظامی و سازمان های مربوطه با پاچه های بالازده در داخل رودخانه حرکت کرده و بساط رقص به راه می اندازند.

در این میان گفتنی است با آنکه مکان های تفریحی و خوش آب و هوا در تهران و اطراف آن زیاد نیست، چه خوبست که با کنترل و نظارت دقیق تر نیروی انتظامی بر این مکان ها، خانواده ها با خیالی آسوده برای تفریح به فضاهایی مانند تنگه واشی سفر کنند و بساط بی بند و باری در مکان های خانوادگی به حداقل برسد

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


عصبانیت بی‌بی‌سی از خودکفایی ایران در تولید "کیک‌زرد"


دکتر علی اکبر صالحی، مشاور رئیس‌جمهور و رئیس سازمان انرژی اتمی عصر امروز در آئین ورود اولین محموله کیک زرد کارخانه بندرعباس به سایت هسته‌ای ucf اصفهان یک خبر خوش هسته ای را اعلام کرد و از خودکفایی ایران در تولید انبوه کیک زرد خبر داد.

کیک زرد در واقع خاک معدنی اورانیوم است که بعد از تصفیه و فرآوری از سنگ معدن اورانیوم تهیه می شود.

این خبر خوش که در آستانه مذاکرات ایران و گروه 1+5، غربی ها را غافلگیر کرده، رسانه دولتی انگلیس را نیز پریشان ساخته و به موضع گیری علیه دستاورد دانشمندان هسته ای ایران واداشته است.

بی بی سی فارسی با اشاره به سخنان آقای صالحی در ادعایی جالب عنوان کرده که ایران در تولید کیک‌زرد به خودکفایی نرسیده است.

این سایت به نقل از آنچه "یک منبع آگاه" نامیده ادعا کرده است: "میزان نیاز روزانه ایران به کیک زرد یک تن است که در حال حاضر عملا چنین امکانی در این کشور وجود ندارد."

البته رسانه دولتی انگلیس درباره آنچه "منبع آگاه" معرفی کرده توضیحی نداده است.

بی بی سی این ادعا را در پاسخ به بخشی از گفته های رئیس سازمان انرژی اتمی ایران مبنی بر اینکه "نیازی نمی بینیم که جزئیات وزن این محموله ها را رسانه ای کنیم و من به این مقوله ورود نمی کنم"، مطرح کرده است.

این رسانه انگلیسی پیش از این و در جریان اعلام خبر اولیه دستیابی دانشمندان ایران به دیگر دستاوردهای هسته ای ایران اسلامی هم، همانند سران و مقامات غربی مدعی شده بود که ایران توان دستیابی به مراحل پیچیده فناوری هسته ای را ندارد.

شاید در پاسخ به همین نوع نگاه است که آقای صالحی امروز با اشاره به پیشرفتهای کشورمان در زمینه توانایی های هسته ای گفت: غربی ها برای آنکه کشورمان را تحت فشار قرار دهند ابتدا اعلام کردند که ایران توان تولید اورانیوم با غنای 20 درصد را ندارد اما هم اکنون 35 کیلو اورانیوم 20 در صد در داخل کشور تولید کرده ایم.
وی افزود: آنها می گفتند ایران قدرت اکتشاف و استخراج مواد هسته ای را ندارد اما امروز با ورود اولین محموله کیک زرد به کارخانه تولید اورانیوم اصفهان ( یو سی اف اصفهان ) نشان دادیم که می توانیم.
رئیس سازمان انرژی هسته ای با اشاره به اینکه غربی ها بر این باورند که ایران توان تولید صفحات سوخت هسته ای را ندارد، تاکید کرد: کارشناسان سازمان انرژی هسته ای در تلاشند تا اولین صفحه سوخت تولید شده در مجتمع تولید سوخت هسته ای اصفهان ، شهریور سال آینده وارد رآکتور تحقیقاتی تهران شود.

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?




عدم استقبال از کتاب یک روزنامه‌نگار سابق نشریات اصلاح‌طلب که درباره حوادث سال گذشته نوشته شده، سبب شد تا رسانه‌های وابسته به جریان مخالف نظام ایران دست به تبلیغات گسترده درباره آن بزنند تا فروش آن را بالا ببرند.

چند ماه پیش، معصومه قمی (مسیح علی‌نژاد) اعلام کرد که دست به انتشار یک رمان تخیلی درباره آشوب‌های سال گذشته با عنوان "قرار سبز" زده است.

انتشار این کتاب در اروپا و آمریکا درحالی آغاز شد که خانم علی‌نژاد سال گذشته و چند روز پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری به خارج از کشور رفت و اصلا در جریان آشوب‌های خیابانی حضور مستقیم نداشته است؛ مساله‌ای که به گفته خود وی، این رمان را تبدیل به یک رمان تخیلی و غیرواقعی کرده است.

با این حال و با گذشت چندین ماه از انتشار این کتاب و تبلیغات گسترده‌ای که درباره آن صورت گرفت، به نظر می‌رسد عدم موفقیت رمان همکار سابق روزنامه اعتمادملی باعث شده تا او از همکاران و دوستان خود بخواهد تا مخاطبان خود را به تهیه این رمان ترغیب کنند.

در همین راستا، علاوه بر اقدامات احساسی که خود خانم علی‌نژاد در وبلاگ شخصی خود برای تبلیغ رمانش انجام می‌دهد، افراد و سایت‌های شناخته شده جریان اپوزیسیون وارد ماجرای بازاریابی برای این رمان شده‌اند.

"مسعود بهنود" عضو ارشد اتاق برنامه‌ریزی تلویزیون فارسی دولت انگلیس یکی از افرادی است که با یک یادداشت عاطفی و احساسی به استقبال رمان قرار سبز رفت.

همچنین سایت رسمی وزارت امور خارجه ایالات متحده در مطلبی، ضمن تعریف و تمجید وصف‌ناپذیر از معصومه قمی و "برگزیده" و "بسیار موفق" خواندن او، کتاب او را یک اثر به یادماندنی نامیده است؛ موضوعی که کارشناسان ادبی تنها آن را زیرمجموعه یک تعارف اغراق آمیز دوستانه ارزیابی کرده‌اند.

"گویانیوز" همچنین در پایان، درباره این روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب نوشته است که مسیح علی‌نژاد و ده‌ها روزنامه‌نگار خارج از کشور آبروی روزنامه نگاری ایران هستند!

این درحالی است که همکاران خانم علی‌نژاد همواره او را به نوشتن "انشا‌های دخترانه" به جای مطالب و تحلیل‌های سیاسی متهم می‌کنند. این افراد همچنین لحن نوشتاری "سانتی مانتال" او را در راستای شهرت‌طلبی ارزیابی کرده‌اند.

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


یام رقیب آراء باطله به مناسبت 16 آذر در آینه حقیقت


alt

مهدی کروبی ، معروف به رقیب آراء باطله به مناسبت 16 آذر پیامی صادر کرده است که ظاهری دارد و باطنی. همانطور که به تعبیر مقام معظم رهبری اربابان این فتنه گران دستی چدنی با ظاهری مخملین به سوی مردم ما دراز کردند ، این جیره خواراستکبار نیز با پیامی به ظاهر زیبا ولی در باطن پر از خیانت و دروغ به سم جوانان ما روانه نموده است. اما تصویر این پیام در آیینه حقیقت چیزیست که ما برای مردم عزیز ایران  به تصویر می کشیم

باطن پیام کروبی :

جوانان و دانشجویان عزیز؛ اساتید محترم؛ دانشگاهیان گرامی؛ و ملت همیشه سرافرازایران، ۱۶آذرماه، روز دانشجو آخرین نقطه امید ما برای دفن نشدن در زباله دان خائنان تاریخ است، ما را نجات دهید .

۱۶آذر هر سال یادآور مبارزات خستگی ناپذیر دانشجویان با اربابان ما یعنی استبداد و استعمار طیسالیان طولانی است. این روز یادآور شهادت سه دانشجوی عزیز در راه ایستادگی و مقاومتبر مطالبات آزادیخواهانه و استعمارستیزانه ملت ایران است.

دانشجویان پیش از انقلاب پیشتاز مبارزه با رژیم طاغوت بودند و نقش مهمی در تحولاتی که منجر به انقلاب اسلامی شد، ایفا کردند. پس از انقلاب نیز دانشجویان پرچم آزادیخواهی را رها نکردند و همواره چشم بیدار و پاسداران آزادی ، استقلال ایران و مدافعان آرمان های اصیل انقلاب اسلامی بودند و در مقابل ما وطن فروشان ایستادگی کردند . چه در حوادث انقلاب اسلامی که با رهبری امام مقابل رژیم ستم شاهی دوشادوش ملتمبارزه می کردند و چه در دوران ۸سال دفاع مقدس که با تقدیم ۵۰۰۰شهید سرافراز وصدها جانباز و ایثارگر در مقابل حامیان امروز ما ایستادند و نهال جمهوری اسلامی ایران را آبیاری و از آن حمایت کردند وچه در سالیان بعد از جنگ تا به امروز دانشجویان  همواره در مقابل خواسته های نامشروع ما ایستادند و فتنه را رسوا کردند. لذا همیشه شاهدیم که دانشجویان و دانشگاهیان همواره در صف اول مبارزه با ما  انحصارطلبان و قانون شکنان بودند و هیچ گاه ظلم و اجحاف در حق ملت بزرگ ایران رابرنتافتند . در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته نیز که ما سعی کردیم با فریب و نیرنگ ، آنها را در مقابل نظام قرار دهیم جز معدودی از دانشجویان که با سازمان منافقین همکاری می کردند ، باقی دانشجویان خیلی زود دست ما را خواندند و ما را رها کردند .

اکنون که به روز دانشجو نزدیک می شویم، متاسفانه تعدادی از فتنه گران  که در غالب فعالان دانشجوییو تنها به جرم خیانت  و اقدام علیه نظام در زندان به سر می برند . ما از آنها می خواهیم که به اقداماتی که انجام داده ایم اعتراف بیش از این اعتراف نکنند تا دست ما پیش مردم رو نشود.

فرزندان من، به عنوان فردی که در دوره های مختلف، عمر خود را به خودکامگی گذرانده ام، چند نکته را از روی تجربه و کینه از مردمی که با ما همراه نشدند متذکر می شوم:

۱-تجربه نشان داده که دروغ، تزویر و ریاهیچگاه پایدار نیست. لذا باید مراقب دروغ هایمان باشیم تا زود رسوا نشویم.

2- جنبش دانشجویی اگر چه به دلیل سیال بودن از طول عمر کوتاهی در هر دوره برخوردار استاما همواره از پتانسیل و ظرفیت های بالای جوانان مستعد برخوردار است و لذا در هر دوره ای دانشجویان ما را ترد خواهند کرد.

جوانان و دانشجویان عزیز؛ ۱۶آذرماه، روز دانشجو را آن روزی به شما تبریک می گویم که ما قدرت طلبان را روی کار آورید.

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


 
منافق‌های دانشگاه تهران عصبانی شدند
انجمن تهران فرمان آشوب راصادرکرد
انجمن اسلامی دانشگاه تهران که به "منافقین جدید" در دانشگاه تهران شهرت دارند در واکنش به تهیه کیفرخواست دانشجویی علیه 3 تن از سران درجه 2 فتنه 88 با عصبانیت خاصی دانشگاه را به اغتشاش و ناآرامی تهدید کردند.

تشکل تحت مدیریت خاتمی در دانشگاه تهران روز یکشنبه با توزیع بیانیه ای در سطح دانشگاه با کمال وقاحت و عصبانیت از امضای کیفرخواست دانشجویی علیه خاتمی، موسوی و کروبی نوشتند: با کمال تاسف در روزهای گذشته شاهد بوده ایم که برخی از تشکل های دانشگاه تهران از تنظیم و ارائه کیفرخواست علیه آقایان میرحسین موسوی، سید محمد خاتمی و مهدی کروبی، مقارن با شانزدهم آذر، خبر داده اند. این اقدام هیچ معنایی جز تحریک فضای دانشجویی و زمینه چینی برای برای بر هم زدن نظم دانشگاه ندارد. آنان که چنین خیالی را در سر پرورانده اند به خوبی از فضای دانشگاه تهران با خبرند و واقعیت دانشگاه را می دانند. انجمن اسلامی دانشجویان این هشدار را به مسئولان می دهد که چنین حرکتی می تواند منجر به واکنش شدید دانشجویان شده و نظم و آرامش دانشگاه را خدشه دار سازد.

هفته‌ی گذشته مرتضی کیا مسئول بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران گفته بود: بسیج دانشجویی دانشگاه تهران مشغول تنظیم کیفرخواست حقوقی خاتمی، کروبی و موسوی است و این کیفرخواست تا ۱۶ آذر تنظیم می‌شود که این امر نقطه آغازی برای اقدام جدی قوه قضائیه در برخورد با سران فتنه خواهد بود.

همین طور محمد ذوقی مسئول سیاسی بسیج تهران گفته بود: متأسفانه در فضای کنونی کشور سران فتنه یعنی خاتمی، کروبی و میرحسین موسوی بازی جدیدی را آغاز کردند و این بازی همان طرح هویج و چماق است که خاتمی سعی دارد خود را متنبه شده نشان دهد در صورتی که این ۳ عنصر سرمنشاء فتنه سال ۸۸ بودند.

این فعال دانشجویی خاطرنشان کرد: در این خصوص دستگاه قضایی کشور به هر دلیل و یا مصلحتی با سران فتنه برخوردی نداشته است اما بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و علوم‌پزشکی تهران به طور رسمی و برای اولین بار اعلام می‌کند که مشغول تنظیم کیفرخواست حقوقی خاتمی، کروبی و میرحسین موسوی است و این کیفرخواست تا ۱۶ آذر امسال تنظیم می‌شود که این امر نقطه آغازی برای اقدام جدی قوه قضائیه در برخورد با سران فتنه خواهد بود.

اما فحشنامه انجمن تهران در پاسخ به این اظهارات دانشجویان مطرح شده است و رسما دانشگاه را به اغتشاش تهدید کرده است.

 

امتياز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


مدعی قانون‌مداری صادرکننده بیانیه‌هایی به رنگ "سیا "

 



 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
انتخابات دهم ریاست جمهوری در پیش و پس از 22 خرداد با حجم انبوهی از بیانیه‌‌ها و نامه‌های سرگشاده همراه بود که از این جهت با دوره‌های پیشین انتخابات ریاست جمهوری قابل مقایسه نیست.

برای واکاوی حوادث و فتنه پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری 88 برآنیم که ساختار، شاکله و اهداف مسببین این غائله که هزینه‌های گزاف مادی و معنوی برای نظام مقدس جمهوری اسلامی در بر داشته‌اند را مورد بررسی قرار دهیم. از همین رو پس از بررسی " شکل‌گیری و برخی مؤلفه‌های ایدئولوژی تجدیدنظرطلبان "، " راهبرد تبلیغاتی و گفتمان انتخاباتی میرحسین موسوی "، " گفتمان محمود احمدی‌نژاد از انتخابات نهم تا دهم ریاست‌جمهوری "، "بررسی نتیجه انتخابات دهم ریاست جمهوری با روش "تحلیل گفتمانی " و "شواهد آگاهی جبهه دوم خرداد از سلامت انتخابات " به فصل هفتم یعنی " شورش بر جمهوریت " می‌پردازیم:

آغاز فتنه و صدور بیانیه‌ها

انتخابات دهم ریاست جمهوری در پیش و پس از 22 خرداد با حجم انبوهی از بیانیه‌‌ها و نامه‌های سرگشاده همراه بود که از این جهت با دوره‌های پیشین انتخابات ریاست جمهوری قابل مقایسه نیست. در این باره باید توجه داشت که شیوه صدور بیانیه‌های مسلسل از آموزش‌ها و توصیه‌های نظریه‌پردازان انقلاب مخملی بود.
گذشته از کمیت بالای این مکتوبات آنچه در وهله نخست از اهمیت برخوردار است و در این گفتار مورد بررسی قرار می‌گیرد، محتوای این متون و کیفیت آنهاست. اهداف و انگیزه‌های نگارش چنین مکتوباتی به نوبه خود از اهمیت بالایی برخوردار است. اما پرسش‌های دیگری که باید به آنها توجه داشت، پرسش از تأثیرات این نوشته‌ها در فرایندهای اجتماعی و سیاسی در ابعاد داخلی و خارجی است. سپس باید به انطباق این مکتوبات با عقلانیت، قانون‌مداری، اصول دمکراسی و آموزه‌های دینی پرداخت.
در واقع با تحلیل این موارد سپس می‌توان درباره این موضوع داوری کرد که در پس این قلم‌فرسایی‌ها چه اندازه منافع ملی مورد توجه قرار گرفته است. در گفتار پیش‌رو تلاش می‌شود گزارشی از مهم‌‌ترین بیانیه‌های سیاسی صادر شده به همراه برخی نامه‌های سرگشاده که در روزهای پیش و پس از انتخابات منتشر شده‌اند، ارائه شود. مقصود آن است که ضمن تحلیل انگیزه‌های نگارش چنین مکتوبات و آثاری که در پی داشته‌اند، محتوای آنها را با اصول قانون‌مداری، دمکراتیک، عقلانیت و دین‌‌مداری بسنجیم.

نوشته‌های موسوی آغازگر فتنه

در میان افرادی که نوشته‌ها و رفتار آنها باید مورد بررسی قرار گیرد، قطعاً موسوی از مهم‌ترین آنهاست. سخنان و مطالب موسوی در رادیکالیزه ساختن فضای جامعه نقش مهمی بر عهده داشت که این موضوع تنها به پس از انتخابات مربوط نمی‌شود.
به طور مثال موسوی در بیانیه‌ای که در سیزدهم خرداد منتشر می‌کند، می‌نویسد: "اینک که به خواست خداوند و اراده سبز شما، امواج امیدواری گوشه گوشه ایران بزرگ را فرا گرفته و صبح پیروزی بیش از پیش نزدیک می‌نماید، اخباری نگران‌کننده از برخی تحرکات و برنامه‌ریزی‌های محفلی به گوش می‌رسد که ضرورت هوشیاری کامل شما را افزون می‌سازد. معدود افرادی که نه علقه‌ای به جمهوریت نظام دارند و نه به احکام منور اسلام دلبسته‌اند، از آنجا که رقابت قانونمند در برابر اراده شما را غیرممکن می‌یابند، در صدد بر هم زدن امنیت و آشفته کردن آرامش روانی جامعه‌اند تا قطار انتخابات سالم را از مسیر خود منحرف کنند. آنان که به بقای کشور و جمهوری اسلامی به گونه‌ای مشروط باور دارند، ظاهراً از ایجاد بحران‌هایی که دامنه آنها به انتخابات و ایام حاضر متوقف نخواهد ماند نیز ابا ندارند. اطمینان دارم که مردم و جوانان با هوشمندی، مجال شیطنت را از این افراد می‌گیرند و از هرگونه تنش که مطلوب آنان است پرهیز کرده و از دایره رفتاری که زیبنده جوان فهیم و با فرهنگ ایرانی است خارج نمی‌شوند. "
برخلاف محتوای ظاهری این نامه که دعوت طرفداران به "اجتناب از اغتشاش " بود، اما پیام اصلی بیانیه که در قالب چهره "مظلوم‌نمایانه " صورت می‌گرفت، نوعی رادیکالیزه کردن فضای انتخابات بود. اینکه ادعا شود "برخی تحرکات و برنامه‌ریزی‌های محفلی " از سوی رقبا برای برهم زدن امنیت و آرامش جامعه در حال وقوع است، جز رادیکال‌تر ساختن طرفداران و هیجانی ساختن آن دستاورد دیگری نخواهد داشت.
رادیکالیسمی که زاییده مظلوم‌نمایی است. در این بیانیه رقیب، شخصیتی بی‌هویت، ریاکار و قدرت‌طلب معرفی شده است که نه به "جمهوریت " اعتقاد دارد و نه به "اسلام ". آنچه برای او مهم است تنها "قدرت " است و تنها به این شرط است که بقای "جمهوری اسلامی " را می‌خواهد و لذا برای حفظ آن از هیچ عملی فروگذار نخواهد کرد. اما این بیانیه به این پرسش پاسخ نمی‌دهد که چرا زمانی که دو جبهه خود را پیروز انتخابات می‌دانند باید به خشونت و بر هم زدن امنیت جامعه روی بیاورند. یعنی رویکردی که جبهه دوم خرداد پس از انتخابات اتخاذ کرد. 

توهم پیروزی عاملی برای تعویق اغتشاشات

در واقع همان‌طور که این بیانیه رقیب را متهم به برنامه‌ریزی برای "اغتشاش " می‌کند، رقیب نیز پیش از انتخابات همین تصور را از جبهه دوم خرداد داشت. اما چیزی که موجب شد اغتشاشات سیاسی به پس از انتخابات به تعویق بیفتد، احتمال پیروزی بود. به عبارت دیگر ناآرامی‌هایی که از سوی جبهه دوم خرداد به بعد از انتخابات موکول شد به دلیل احتمال پیروزی در انتخابات بود. زیرا بیم آن بود که اگر این ناآرامی‌ها پیش از رأی‌گیری آغاز شود احتمال پیروزی به خطر بیفتد.
در این بیانیه، موسوی همچنین خواهان سلامت در برگزاری انتخابات می‌شود. اظهار نگرانی کردن در سلامت انتخابات چنان که پیشتر نیز گفته شد از محورهای اصلی تبلیغات آن جبهه بود که از سال 1387 آغاز شده بود. اهداف این محور تبلیغاتی را در سه موضوع می‌توان جمع‌بندی کرد:
1. بیم واقعی در صورتی که آرا بسیار به یکدیگر نزدیک باشد.
2. مظلوم‌نمایی به منظور کسب آرای بیشتر.
3. بهره‌برداری برای حوادث پس از انتخابات در صورت شکست.
به کارگیری راهبرد "مظلوم‌نمایی " در بسیاری از رفتارهای تبلیغاتی ستاد موسوی نمایان بود. در واقع تبلیغ فراوان برای متهم‌سازی رقیب به "بی‌ادبی " از نمونه این تلاشها بود. موسوی در ساعت‌های واپسین مانده به انتخابات نیز از این سیاست بهره می‌برد و بارها صدا و سیما را متهم به جانبداری از رقیب می‌کند. موسوی طی یک بیانیه نارضایتی خود را از اینکه صدا و سیما برای احقاق حقوق نامزد رقیب او نوزده دقیقه زمان به وی اختصاص داده‌ است،‌ ابراز می‌دارد.
در طول مناظره‌های انتخاباتی در غیاب احمدی‌نژاد بارها در مناظره‌هایی که رقبا داشتند، آنان بدون آن که به مناظره با یکدیگر بپردازند به مناظره با شخص غایب می‌پرداختند. این رویکرد که بارها با تذکر مجری برنامه مبنی بر ایجاد حق برای پاسخگویی شخص غایب مواجه شده بود، از سوی رقبا نادیده گرفته شد.
بر همین اساس و طبق قانون یاد شده هر کدام از نامزدها از دقایقی برای پاسخگویی به مطالبی که در غیاب آنها ارائه شده بود، برخوردار شدند که در این میان فرصت احمدی‌نژاد به دلیل آن که دیگران بیشتر در غیاب او سخن می‌گفتند، بیشتر بود. موسوی با آن که این قانون را در مناظره‌ها پذیرفته بود،‌ اما به هنگام اجرایی شدن آن، چنین قانونی را بهانه‌ای برای مظلوم‌نمایی و جانبدار معرفی کردن صدا و سیما قرار داد. در بیانیه موسوی که به این منظور انتشار یافته، چنین آمده است:
ملت شریف ایران، هموطنان عزیز! همان‌گونه که شاهد بودید در مناظره‌های تلویزیونی،‌ نامزد حاکم به جای طرح برنامه‌های خود و نقد برنامه‌های طرف مناظره‌اش با توسل به شگردهای مغالطه‌آمیز، اشخاص حاضر و حتی غایب در مناظره را به شدیدترین وجه همراه با بدترین هتاکی‌ها مورد اتهام‌های گوناگون قرار داد... متأسفانه سازمان صدا و سیما در اقدامی تبعیض‌آمیز به فرد خاطی که در طول مدت انتخابات برخلاف قانون تمامی امکانات دولتی از جمله تمام شبکه‌های صدا و سیما را در اختیار داشت با اختصاص وقتی اضافه در آخرین ساعات مجاز تبلیغات به بهانه نقد طرف‌های مناظره‌اش از برنامه و عملکرد دولت، بار دیگر فرصتی را در اختیار نامزد حاکم گذاشت تا مجدداً به جای تصحیح و جبران خطاهایش سیلی دیگر از تهمت‌های ناروا را متوجه رقبای انتخاباتی و افراد غایب کند و کمتر از دو دقیقه (101 ثانیه) زمان را برای پاسخگویی اینجانب منظور داشت که شوخی تلخی بود.
اینجانب ضمن اعتراض به این شیوه برخورد تبعیض‌آمیز و ناجوانمردانه، همه این اقدام‌ها را ناشی از یقین نامزد حاکم و اتباعش به شکست در یک انتخابات سالم و عادلانه می‌دانم و اطمینان دارم مردم، با حضور سبز خود در پای صندوق‌های رأی قاطعانه و در کمال آرامش پاسخ همه این ناروایی‌ها را خواهند داد.(1)

گذشته از آنکه در این بیانات همانند بسیاری از بیانات دیگر، موسوی از موضع ادب و اخلاق حجم بالایی از اتهامات را به اشخاص حقیقی و حقوقی وارد می‌سازد، اما نکته قابل توجه این است که وی به رغم قانون وحقوق تعیین شده افراد سعی دارد آن را ظلم و تبعیضی علیه خویش جلوه دهد.

متهم ساختن بسیاری از نهادهای جمهوری اسلامی از قبیل صدا و سیما، شورای نگهبان، دولت، بسیج و سپاه، نه تنها در ایام انتخاباتی، که در روزهای نخست سال 88 نیز مورد توجه این ستاد بود. تجمع اعضای این ستاد در مقابل صدا و سیما به منظور جانبدارانه نشان دادن این سازمان هفته‌ها پیش از آغاز تبلیغات بیانگر آن بود که "مظلوم‌نمایی " از راهبردهایی است که جریان مذکور در انتخابات از آن بهره خواهد برد.

موسوی در روز انتخابات ضمن برگزاری نشست خبری در رفتاری غیرقانونی خود را پیش از پایان انتخابات پیروزی رقابت‌های انتخاباتی معرفی کرد. او همچنین در این روز پیشاپیش بیانیه‌ای هم مبنی بر پیروزی خود صادر کرد. جالب اینجا بود که وی در این اظهارات که خود را پیروز می‌نامید به جای آن که از ابعاد و دلایل پیروزی خویش سخن بگوید، بیش از هر چیز درباره تخلف در انتخابات و پی‌گیری این تخلف‌ها سخن گفت. متن کامل بیانیه موسوی در 22 خرداد چنین است:
به نام خدا. مردم شریف ایران! ضمن تشکر از حضور پرشور و استقبال گسترده شما از انتخابات ریاست جمهوری، به اطلاع می‌رساند طبق گزارش‌ها و مستندات واصله علی‌رغم تخلفات و کارشکنی‌های متعدد و نارسایی‌های گسترده، مستندات واصله حاکی از آن است که رأی اکثریت قاطع مردم متوجه این خدمت‌گزارشان بوده است. از مسئولان امر می‌خواهم در شمارش آرا نهایت دقت را بنمایند و اعلام می‌کنم در غیر این صورت از همه امکانات قانونی برای احقاق حقوق حقه ملت ایران اقدام خواهم کرد. همین جا فرصت را مغتنم می‌شمارم و از ملت شریف ایران می‌خواهم آماده برگزاری جشن پیروزی در شامگاه میلاد بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا(س) باشند.(2)

گرچه موسوی خود را پیروز نامید؛ اما در اظهارات وی - چه مطالبی که در بیانیه آمد و چه آنهایی که در نشست خبری ذکر شد - علامت‌هایی وجود داشت که نشان می‌داد وی در اعماق درونی، خود را پیروز نمی‌داند. او هیچ‌گاه اعتماد به نفس یک شخصیت پیروز را نداشت. تردید در کلمات او بیشتر از واژه‌های پیروزی خود را به رخ می‌کشید.

او بیشتر از آن که از پیروزی بگوید متناسب با تبلیغات چند ماه گذشته جبهه دوم خرداد از "صیانت از آرا " و "پیگیری تخلفات " سخن گفت. با وجود این، پرسش بسیار مهم این بود که اگر وی خود را واقعاً پیروز انتخابات می‌دانست چه نیازی داشت که آن را به طور غیرقانونی زودتر اعلام کند. آن هم در ظهر روز انتخابات که تا پایان رأی‌گیری زمان زیادی باقی بود؟ در واقع، چنان که روشن است این قضاوت زودهنگام بیش از آن که جمله‌ای خبری باشد، جمله‌ای انشایی بود و بیش از آن که مژده‌ای برای طرفداران وی باشد، نوعی رفتار سیاسی بود که رفتارهای بعدی جبهه دوم خرداد در روزهای بعدی هدف از آن را تببین می‌کرد.

در واقع،‌ همین اعلام نتیجه زودهنگام به نفع خود و تبعیت نکردن از روش‌های قانونی با هدف برپایی اعتراض‌های خیابانی بعدی بود که موجب شد بسیاری از تحلیل‌گران از این حوادث به عنوان "انقلاب مخملی " یا "انقلاب رنگی " یاد کنند. چرا که نه تنها این دو روش از ارکان انقلاب مخملی به شمار می‌آید بلکه استفاده از موج رنگی که جبهه اصلاحات از آن بهره برد نیز یکی از نمادهای انقلاب مخملی و رنگی به شمار می‌آید.

با توجه به شواهد پیش از انتخابات و نوع تبلیغات هجومی و شالوده‌شکنانه جبهه اصلاحات، تردیدی وجود نداشت که اگر نتیجه انتخابات دلخواه این جریان نباشد، آنها به سادگی سر تسلیم فرو نخواهند آورد. اما با فاصله و اختلاف یازده میلیونی میان نفر نخست و شخص بعدی این احتمال وجود داشت که به دلیل فاصله زیاد، روند تهاجمی گذشته که وعده تخلف در انتخابات را داده بود به دلیل دلسرد شدن ادامه نیابد. در حالی که چنین نشد و این جبهه به جای پذیرش رأی اکثریت یا اعتراض به شیوه قانون‌مند طریق رادیکالی اعتراض‌های خیابانی را با هدف ابطال انتخابات و نیز برخی مطالبات جانبی برگزید که معنایی جز "انقلاب مخملی " نداشت.

موضوعی هم که به این خواست افراطی و غیرقانونی یاری می‌رساند بیانیه‌های موسوی، کروبی، خاتمی و تشکل‌هایی نظیر مجمع روحانیون مبارز و جبهه مشارکت بود. در واقع "انقلاب رنگی " چیزی جز ساقط کردن دولت برخاسته از اراده اکثریت،‌ به بهانه "وقوع تقلب " و به واسطه رفتارهایی چون نافرمانی مدنی و اعتراض‌ها و تجمعات خیابانی که همان تبلور سیاست "فشار از پایین و چانه‌زنی در بالا " بود، معنای دیگری نداشت. 

بدعت‌های سیاسی

تقاضای ابطال انتخابات، بر هم زدن قوانین انتخاباتی کشور، ایجاد بدعت‌های سیاسی غیرقانونی و حذف رقیبی که با اکثریت آرا به پیروزی دست یافته است، خواسته‌هایی بود که در صورت موفقیت به معنای پیروزی انقلاب رنگی تلقی می‌شد. انقلاب رنگی مطابق وقایعی که در برخی کشورها مانند گرجستان، اوکراین و قرقیزستان رخ داد نیز همین معنا را افاده می‌کرد. با این تفاوت که در آنجا نتیجه داد و در ایران ابتر ماند.

تصمیم پیگیری رفتار غیرقانونی پس از انتخابات در جلسه 23 خرداد با حضور هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی، موسوی، کروبی و حسن خمینی گرفته شد. جمع‌بندی شرکت‌کنندگان در این جلسه در مصاحبه‌ای بر زبان جوان‌ترین عضو این جلسه نمایان شد که: "انتخابات باید باطل شود. " لذا موسوی در بیانیه‌ای که پس از اعلام نتایج انتخابات منتشر می‌کند، چنین می‌آورد:
نتایجی که برای دهمین دوره از انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد بهت‌آور است. مردمی که در صف‌های طولانی اخذ رأی شاهد ترکیب آرا بودند و خود می‌دانند که به چه کسی رأی داده‌اند با حیرت تمام به شعبده‌بازی دست‌اندرکاران انتخابات و صدا و سیما نگاه می‌کنند، آنان بیش از همیشه به دنبال آن هستند که بدانند چگونه و توسط چه کسانی و مقاماتی طرح این بازی بزرگ ریخته شده است.

اینجانب ضمن اعتراض شدید به روند موجود و تخلفات آشکار و فراوان روز انتخابات هشدار می‌دهم که تسلیم این صحنه‌آرایی خطرناک نخواهم شد. نتیجه آنچه از عملکرد متصدیان بی‌‌امانت دیده‌ایم و می‌بینیم جز تزلزل ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و حاکمیت دروغ و استبداد نیست.

اینجانب طبق وظیفه شرعی و ملی خویش به افشای رازهای پشت سر این مخاطره‌ خواهم پرداخت و آثار نابودکننده آن را بر سرنوشت کشور توضیح خواهم داد و ترس آن دارم که ادامه وضع موجود همه نیروهای مؤثر نظام را به توجیه‌گرانی دروغگو در مقابل مردم تبدیل کند و دنیا و آخرت آنان را در معرض لطمه‌های جبران‌ناپذیر قرار دهد.

به مسئولان توصیه می‌کنم پیش از آن که دیر شود این روند را فوراً متوقف کنند و همگی به خط قانون و امانت‌داری از آرای ملت بازگردند و بدانند که خروج از عدالت، مشروعیت‌زداست. آنان بیش از هر کس دیگر، از این حقیقت باخبرند که در این کشور، انقلابی بزرگ و اسلامی صورت گرفته است. کمترین پیام انقلاب ما این است که مردم آگاهند و در برابر کسانی که با تقلب روی کار بیایند تمکین نخواهند کرد.

اینجانب از همین فرصت استفاده می‌کنم و ضمن تشکر از عواطف ملت بزرگوار ایران به آنان تذکر می‌دهم که ایران، این موجود آسمانی، متعلق به آنان است و نه متقلبان. این آنان هستند که باید با هوشیاری خود از آن حفاظت کنند. خائنین به آرای مردم ابایی از آن ندارند که این خانه پارسیان به آتش کشیده شود...

بیانیه‌هایی به رنگ سیا
نگاهی گذرا به مطالب این بیانیه که سراسر توهین به مقامات نظام جمهوری اسلامی است، گرچه عجیب است و عصبانیت نویسنده آن را نشان می‌دهد، اما بیانگر صدور ناگهانی و احساسی آن و اینکه از سر بی‌برنامه‌گی و "بهت " بوده باشد، نیست. در این بیانیه موسوی مقامات نظام را با واژه‌های توهین‌آمیزی چون "شعبده‌باز "، "دروغگو "، "مستبد "، "متقلب " و "خائن " مورد تفقد خویش قرار می‌دهد.

البته وی از روش "برچسب‌زنی " آن هم به صورت افراطی و بی‌ادبانه پیش از انتخابات به صورت رویکرد تبلیغاتی خود بهره برده بود. اما سخن اینجاست که این بار این روش نه در برابر نامزد انتخاباتی رقیب که در برابر بسیاری از مدیران ارشد نظام اعم از رئیس‌جمهور، رئیس صدا و سیما، شورای نگهبان، دستگاه قضایی، بسیاری از نمایندگان مجلس و فرماندهان سپاه و بسیج به کار می‌رفت. به تعبیر دیگر این بار کلیت نظام و حتی رهبری بود که به صورت تلویحی متهم به "صحنه‌آرایی خطرناک " در انتخابات می‌شد. زیرا روشن بود که رهبری چشمان بیدار کشور است که اگر قرار باشد تقلبی صورت بگیرد، امکان ندارد بدون آگاهی و به دور از چشمان ایشان باشد. 

ریاکاری موسوی برای تبعیت از ولایت فقیه

به عبارت دیگر، موسوی پس از انتخابات نشان داد که ادعای وی به اعتقاد و پیروی از ولایت فقیه ادعایی ریاکارانه و به منظور جلب آرا بوده است. او حتی در مسئله سازمان حج و زیارت، احمدی‌نژاد را به سرپیچی از ولایت فقیه متهم می‌کرد و از این جهت به او انتقاد داشت. موسوی در این انتخابات، مسائل شخصی‌اش را بر مسائل و منافع ملی ترجیح داد و به گونه‌ای سخن گفت و عمل کرد که گویی برخی به دلیل مسائل شخصی و برای اینکه شخص او رأی نیاورد دست به تقلب زده‌اند. در حالی که جابه‌جایی قدرت در جناح‌های سیاسی داخل کشور از پیش‌فرض‌های جمهوری اسلامی بود که در انتخابات‌های گذشته نیز محقق شده بود و از این جهت دلیلی برای تقلب وجود نداشت.

اینکه موسوی پیش از انتخابات فکر شکست را نمی‌کرد و با انگیزه پیروزی در آن حضور یافته بود، شاید ادعای نادرستی نباشد. او به هر طریق در بسیاری از انتخابات که پیروزی در آن ساده‌تر به نظر می‌رسید حضور نیافت و به دلیل اطمینانی که به پیروزی خود داشت در دوره‌ای از انتخابات شرکت یافت که رئیس‌جمهور کنونی هم در آن حضور داشت.

در چنین شرایطی از نگاه ناظران سیاسی دستیابی به موفقیت سخت‌تر می‌شد و آنان یکی از دلایل انصراف خاتمی از نامزدی این دوره را همین می‌دانند. موسوی که به گفته خود به دلیل "احساس خطر " سکوت بیست سالة خود را شکسته بود، اما فراتر از این سخن، احساس می‌کرد "منجی " است و تنها اوست که می‌تواند احمدی‌نژاد را شکست دهد و به پندار خویش کشور را از آن وضعیتی که وی ترسیم می‌کرد، رها سازد.

این "خودشیفتگی " افراطی که با تکبر مزمنی همراه بود مانع از آن می‌شد که وی به شکست بیندیشد و شاید حادثه‌ای که وی از آن به عنوان "بهت " یاد می‌کند، ریشه در این موضوع داشته باشد. اما با وجود این، نباید تصور کرد آن‌گونه که برخی پیشتر گفتند وی توسط اعضای ستادش ایزوله شده باشد و از تمام واقعیت‌های در حال جریان جامعه بی‌خبر بوده باشد.

به هر حال در عصر ارتباطات فیلتر اخبار تنها تا اندازه‌ای ممکن است. به ویژه برای سیاست‌مداری که دست کم تجربه هشت سال نخست‌وزیری را در کارنامه خود دارد. موضوع این نیست که موسوی از واقعیت‌‌های موجود جامعه بی‌خبر بوده و نمی‌دانسته است که در نظرسنجی‌های معتبر روزهای منتهی به انتخابات، احمدی‌نژاد از او پیش‌تر است. موضوع این است که وی علاقه‌ای نداشت به شکست بیندیشد.

شکست موسوی فقط یک شکست انتخاباتی نبود
او در این انتخابات مهم‌ترین سرمایه‌اش را که خاطرات تاریخی دوران نخست‌وزیری در طول هشت سال دفاع مقدس بود، با خود به همراه داشت. لذا این شکست برای او تنها یک شکست انتخاباتی نبود. موسوی از داوری تاریخ درباره خود در هراس بود. با این همه، دلایل رویکرد غیرقانونی موسوی در رفتارهای پس از انتخابات و صدور بیانیه‌‌های تند و تحریک‌آمیز را نباید تنها به مسائل شخصی و فردی تقلیل داد.

گذشته از مطالبی که در نامه سرگشاده هاشمی رفسنجانی مبنی بر پیش‌بینی تلویحی انتخابات و آشوب‌های پس از آن مورد بررسی قرار گرفت، اشارات و نشانه‌های دیگری در دست است که سران جبهه دوم خرداد با پیش‌بینی شکست قریب‌الوقوع، برای هر دو حالت شکست یا پیروزی برنامه‌های جداگانه‌ای را در نظر گرفته بودند. توجه بیشتر به این برنامه‌های جبهه دوم خرداد بیانگر آن است که بیانیه‌‌های موسوی بیش از آن که نوشته‌هایی فردی باشد، راهبرد جبهه اصلاحات و به ویژه تجدیدنظرطلبان است که برای پیشبرد برنامه‌های تبلیغی خود به چنین نوشته‌های تحریک‌آمیز و رادیکالی نیاز دارد.

بیانیه‌های موسوی بیش از آن که به نوشته‌های یک نامزد انتخاباتی درون نظام شباهت داشته باشد به بیانیه‌های اپوزیسیون خارج از نظام نزدیک بود. تلقی جبهه دوم خرداد این بود که با صدور بیانیه‌های تند که طرفداران را دعوت به نافرمانی مدنی می‌کرد، ولو آن که برخلاف قواعد دمکراسی و رأی ملت باشد، می‌توان به اهداف اصلی و پنهان شرکت در انتخابات دست یافت.

اما نباید فراموش کرد که راهبرد تجمعات غیرقانونی و بهره‌گیری از نافرمانی مدنی تنها منحصر به شکست در انتخابات نمی‌شد. بلکه پیروزی در انتخابات آغاز نافرمانی مدنی به منظور عملی ساختن نظریه "فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا " بود. تفاوت در شیوه اجرای آنها بود؛ به این صورت که در صورت شکست، حالت و شکلی "انفجاری " می‌گرفت و در صورت پیروزی، حالتی "فرسایشی " پیدا می‌کرد تا اهداف فراتر از توان قوه مجریه را از این طریق و در موقع لزوم بر نظام جمهوری اسلامی تحمیل کند. راهبرد جبهه اصلاحات این بود که اهداف غیرقانونی را از طریق تجمعات خیابانی و نافرمانی مدنی محقق سازد.

میرحسین موسوی در مصاحبه‌ای در روز 21 خرداد با مجله تایم به صراحت به این سیاست جبهه سیاسی خود اقرار می‌کند. در آغاز این مصاحبه چنین آمده است: "در جایگاه ریاست‌ جمهوری، موسوی طبعاً کمابیش به اندازه رهبر معظم‌ آیت‌الله علی خامنه‌ای قدرت نخواهد داشت. به خصوص در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی. اما او مؤکداً ابراز داشت که تجمعات خیابانی چشمگیر هفته‌های گذشته احتمالاً ماهیت ساختار قدرت را به نحوی بنیادین دگرگون خواهد ساخت و در واقع این اتفاق با فشار بر رهبر نسبت به پذیرش افکار عمومی رخ خواهد داد. ما پرسیدیم اگر انتخابات را ببازد، آن وقت چه می‌شود، او پاسخ داد: "تغییر از مدتی قبل آغاز شده است. تنها بخشی از آن به پیروزی در انتخابات مربوط می‌شود و بخش‌های دیگر ادامه خواهند یافت و هیچ عقب‌گردی در کار نخواهد بود. "

در واقع بهره‌گیری از رویکرد رادیکالیستی شبه انقلابی در انتخابات، سیاستی بود که تئوریسین‌های تجدیدنظرطلب از سال‌ها قبل در دستور کار داشتند. این سیاست در انتخابات ریاست جمهوری نهم به دلایل مختلف و از جمله انشقاقی که در جبهه دوم خرداد وجود داشت در آن زمان عملی نشد و در انتخابات دهم ریاست جمهوری با چهار سال وقفه، عملیاتی شد.

در بسط بیان پیشینه راهبرد یاد شده می‌توان به سخنان سعید حجاریان در سه روز پس از روشن شدن نتایج انتخابات مجلس هفتم اشاره کرد. وی در گفتگو با خبرگزاری ایلنا گفت: "در پروژه جدید، محوریت اصلاحات از حوزه قدرت به جامعه مدنی انتقال خواهد یافت. " این سخن بدان معنا بود که در سال‌های گذشته اعضای ارشد این جبهه با حضور در قدرت و در راستای "فتح سنگر به سنگر " از ارتباط با حامیان، سمپات‌های حزبی، دانشجویان، معلمان و کارمندان و کارگران در برهه‌های حساسی چون ردّ لایحه مطبوعات و تحصن نمایندگان مجلس ششم غافل شده‌اند و نتوانسته‌اند در بسیج توده‌ها علیه نظام به موفقیتی دست یابند. مصطفی تاج‌زاده در همین مقطع زمانی که تا انتخابات نهم ریاست جمهوری وجود داشت اعلام می‌کند: "سال 1383، سال تشکیل و پایه‌ریزی جنبش‌های اجتماعی و سال 1384، سال به راه انداختن تظاهرات و آشوب‌های اجتماعی است. "

همچنین علیرضا علوی‌تبار بیان می‌کند: "برای تحقق مطالباتمان باید خون بدهیم. باید برای مقابله با دیکتاتوری، سه میلیون نفر را سازماندهی کنیم. تاکنون هم اشتباه کردیم که چنین سازماندهی را انجام نداده‌ایم. اما هنوز هم دیر نشده است. " ماهنامه آفتاب هم در همان تاریخ با درج مطلبی تحت عنوان "اپوزیسیون مدنی، جنبش اصلاح‌طلبانه ملت ایران " راه‌کارهایی را جهت برپایی حرکت‌های پوپولیستی و استمداد از ظرفیت اپوزیسیون مدنی در قالب گردهمایی، تحصن، تظاهرات، اعتصاب و سایر اشکال مقاومت و نافرمانی مدنی، جهت نیل به اهداف و خواست‌های غیرقانونی خود ارائه می‌کند و از ضرورت شکل‌گیری کمیته‌های حزبی در محلات و جذب مردم به ویژه جوانان در این کمیته‌ها سخن می‌گوید. همچنین در تکمیل این رویکرد سعید حجاریان در مصاحبه با روزنامه شرق می‌گوید: "نیروهای‌مان را به مجلس و دولت بردیم و کسی برای سازماندهی مردم باقی نماند. ما در هوا مشغول کارزار بودیم در حالی که رقیب در جبهه زمینی مشغول پیشروی بود. اگر یک میلیون نفر جلوی بیمارستان سینا (پس از ترور حجاریان) و 5/3 میلیون نفر روبه‌روی مجلس در زمان تحصن نمایندگان مجلس ششم جمع می‌شدند، دیگر کاری از دست نیروی رقیب برنمی‌آمد. " البته نباید فراموش کرد که برخلاف ادعای حجاریان، جبهه دوم خرداد در این دوره تاریخی و از جمله در مواقعی مانند حضور حجاریان در بیمارستان و تحصن نمایندگان افراطی دوم خرداد در مجلس ششم برای بسیج اجتماعی تلاش فراوانی کرد، اما از توان انجام آن برنیامد.

با وجود چنین زمینه‌ای در جبهه دوم خرداد و نیز آرایش سیاسی و شیوه تبلیغاتی آنان در انتخابات دهم ریاست جمهوری که میل شدیدی به بسیج توده‌ای داشت، اهداف سیاسی این جبهه که فراتر از انتخابات قرار داشت برای جبهه رقیب قابل پیش‌بینی بود. نگاهی به رسانه‌های مکتوب و اینترنتی جریان اصول‌گرا در هفته آخر انتخابات بیانگر این مطلب است.

گزیده آن که نه موسوی نسبت به شکست خود بی‌اطلاع بود و نه رفتارهای غیرقانونی پس از روز انتخابات تنها به شکست سیاسی این جبهه منحصر می‌شد. به عبارت دیگر، بیانیه‌های سیاسی این جبهه بیش از آن که یک رفتار واکنشی ناشی از شوک سیاسی باشد رفتاری از پیش تعیین شده و محاسبه شده بود و تنها به تصمیمات روزهای پس از شکست منتهی نمی‌شد. جبهه دوم خرداد برای هر دو احتمال برد یا شکست در انتخابات برنامه داشت که هر دو نیز رادیکالی و فراقانونی بود که بیشتر به جهت‌گیری‌های اپوزیسیونی شباهت داشت. لذا انتظار ارائه سند یا پذیرش منطق از جانب موسوی و جبهه تجدیدنظرطلب در چنین شرایطی انتظاری دست‌نیافتنی بود. چنان که روشن است بیداری کسی که خوابیده، ساده‌تر از شخصی است که خود را به خواب زده است.

با پی‌گیری رویکرد رادیکالی و غیرقانونی جبهه دوم خرداد، در شرایطی که هنوز هیجانات سیاسی فروکش نکرده بود، روزهای 23 تا 25 خرداد تهران شاهد ناآرامی‌هایی بود که گروهی با تجمعات غیرقانونی به طرفداری از موسوی در مرکز شهر تشکیل دادند. این جمعیت که به وسیله بیانیه‌‌های صادر شده و اخبار منتشر شده رسانه‌های آن جبهه و شبکه‌های ماهواره‌ای غربی بیش از پیش تحریک شده بود سعی می‌‌کرد به بهانه این که در انتخابات "تقلب " شده است، سلامت انتخابات را به پیروی از سیاست چند ماه گذشته، زیر سئوال ببرد. این جمعیت از بعد از ظهر 23 خرداد در اطراف خیابان فاطمی (مقابل وزارت کشور) و میدان ونک با شعارهای تند، آتش زدن سطل‌های زباله، شکستن شیشه بانک‌ها و ساختمان‌های دولتی، آتش زدن اموال عمومی و درگیری و حمله به نیروی انتظامی، کار خود را آغاز کرد و تا دوشنبه 25 خرداد،‌خیابان‌های منتهی به این محدوده در آتش درگیری‌ها می‌سوخت. 

تجمع غیرقانونی 25 خرداد
اوج این تجمعات روز 25 خرداد بود. این تجمع غیرقانونی با این که اخبار ضدونقیضی منتشر شد درباره این که دعوت‌کنندگان آن دعوت خود را پس گرفته‌اند و قصد هیچ تجمعی را ندارند، در نهایت تشکیل شد. با وجود این اخبار، در این تجمع غیرقانونی که سرانجام به درگیری انجامید، چهره‌هایی چون میرحسین موسوی، محمد خاتمی و مهدی کروبی شرکت داشتند. با گذشت زمان و عدم تفرق جمعیت به تدریج دامنه درگیری‌ها افزایش یافت و به دلیل حمله برخی از رادیکالیست‌های سبز به پایگاه مقداد برای خلع‌سلاح آن و پرتاب مواد آتش‌زا از سوی آنها به پایگاه و ساختمان‌های مجاور که منجر به آتش‌سوزی شد، چند نفر از طرفین درگیری کشته شدند. در این میان مادر و دختری محجبه که در آن مسیر عبور می‌کردند نیز قربانی قدرت‌طلبی موسوی شدند؛ و جان خویش را از دست دادند.

این حادثه خشونت‌بار بهانه‌ای شد تا موسوی بیانیه تندتری را صادر کند و با "شهید " نامیدن کشتگان جریان آشوبگر و با فرافکنیِ مسئولیت این حوادث از خود نه تنها مدعی احقاق حقوق "ملت شریف ایران " در مسئله انتخابات شود، بلکه افزون بر آن خود را رهبر خونخواهی معرفی کند. در بیانیه مذکور چنین آمده است:
تجمع عظیم و بی‌سابقه شما در روز 25 خرداد که در دفاع از حق صیانت از رأی‌تان و دفاع از جمهوریت و اسلامیت نظام انجام گرفت اصحاب دروغ را آنچنان به خشم آورد که تحمل نیاوردند و کوشیدند شیرینی این همایش پرشکوه را با برخوردهای سبعانه به کام دوستداران ایران عزیز تلخ کنند... اطلاعاتی که به دست ما رسیده است نشان می‌دهد این اصحاب تقلب و دروغ هستند که برای تکمیل طرح خود به بانک‌‌ها و ادارات و اموال مردم حمله می‌کنند و آنها را تخریب می‌نمایند.

بنابراین، عموم مردم را به هوشیاری در برابر این نقشه فریبکارانه و تداوم اعتراض با حفظ آرامش دعوت می‌کنم... دولت با همکاری صدا و سیما کوشش می‌کند این موج سبز مردمی را وابسته به بیگانگان جلوه دهد... دستگیری‌های گسترده‌ای که طی روزهای گذشته از فرزندان انقلاب انجام گرفته است نشان‌دهنده این واقعیت است که عاملان تقلب و سپس بلوا کمترین شناختی نسبت به حقیقت اعتراضات مردمی ندارند و با توهم این که سازماندهی تشکیلاتی عظیمی در ورای حرکت‌های مردم قرار دارد خود را تسلی می‌دهند تا باور نکنند که طبیعت خودجوش واکنش‌های مردم خبر از ادامه‌دار بودن آن تا رسیدن به نتیجه می‌دهد.

اینجانب دستگیری‌های وسیع اخیر را محکوم می‌کنم و هشدار می‌دهم که گسترش این رویه‌‌ها تنها بر زشتی‌ چهره مخالفان ملت و انگیزه مردم برای توسعه اعتراضات می‌افزاید... اینجانب با ابراز همدردی عمیق با خانواده‌های شهیدان و مصدومان از ابتکار دلسوزانی که صمیمانه با خانواده‌‌های این عزیزان هم‌دردی و همراهی کرده‌اند سپاسگزاری می‌کنم و این سنت حسنه را برآمده از عواطف پاک دینی و انسانی آنان می‌دانم.

در این بیانیه با به کارگیری واژه‌هایی نظیر "سبعانه " و "وحشی‌گری " که در ایران بیشتر برای نشان دادن خشونت‌های رژیم صهیونیستی و رژیم پهلوی به کار می‌رود، این پرسش را در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند که چه شباهتی میان مدیران جمهوری اسلامی و حاکمان این حکومت‌ها وجود دارد که نویسنده بیانیه، همتراز با آنها از واژه‌های یادشده بهره می‌برد. نویسنده بیانیه با پاک کردن صورت مسئله، مسئولان نظام را به قتل، ایجاد فضای اختناق، دستگیری و زندانی کردن "مردم "، تقلب، دروغ، ایجاد آشوب و حمله به اموال عمومی و خصوصی متهم می‌کند. موسوی بر خلاف رفتارهای جبهه تجدیدنظرطلب در سال‌های 84-1376 که به صراحت مدعی جنبش سکولاریستی بودند و در آسیب‌شناسی گذشته همین صراحت را یکی از نقاط ضعف خود، به ویژه در شکست پروژه تیر 78، می‌دانستند، تلاش کرد تا حرکت سیاسی خود را "مقدس " جلوه دهد.

اما چنان که پیشتر نیز نظریه‌پردازان این جبهه اصرار داشتند: "اصلاحات خون می‌خواهد " شاید آنها در درون خویش از این پیشامد ناگوار احساس رضایت داشتند. به این امید که این خون‌های ریخته شده خون جامعه ایرانی را به جوش آورد. این برای چندمین بار بود که راهبردهای خشونت‌زای "فتح سنگر به سنگر " و "فشار از پایین و چانه‌زنی از بالا " قربانی می‌گرفت. اما قربانیان روز 25 خرداد از سه دسته خارج نبودند: 1. کسانی که فریب دروغِ تقلب را خورده بودند؛ 2. حافظان امنیت؛ 3. مردم بی‌طرفی که در آن روز در خیابان آزادی در حال تردد بودند و معلوم نبود به دست چه کسانی جان خویش را از دست دادند.

در این میان کارگرانی هم که در مراکز درگیری مشغول کار بودند به کین نارنجک‌های دست‌ساز آشوب‌آفرینان سلامت جسمی و بینایی خود را از دست دادند. اما نه موسوی و نه افراد دیگری که این آشوب‌ها را آفریدند نه تنها در پی پاسخگویی برنیامدند بلکه خود را به خونخواهی نیز معرفی کردند. وقتی در بیانیه‌های منتشر شده از سوی این جبهه برای کشته‌شدگان آشوب‌‌ها واژه "شهید " به کار می‌رود و البته برای دو گروه دیگر سکوت اتخاذ می‌شود، این پرسش مطرح می‌شود که چرا باید آنان را "شهید " نامید. آنان در راه کدام مسیر و هدف مقدس جان خود را از دست داده‌اند که باید آنها را "شهید " نامید. آیا در راه آرمان‌های دینی جان خود را باخته‌اند یا آرمان‌های ملی و میهنی آنان را به این سرنوشت کشانیده است؟ 

کشته سازی غیر واقعی دوروغی در بیانیه‌ها موسوی
در ضمن تأکید بر اسم جمع "شهیدان " که بیش از دو نفر را شامل می‌شود در کنار دیگر جملات این بیانیه، این معنا را القا می‌کند که جمعیت کثیری در این راه کشته شده‌اند. رفتار سیاسی جبهه دوم خرداد و بیانیه‌های صادر شده آنان نشان می‌دهد که این جبهه برخلاف دوران اصلاحات از آن که خود را "سکولار " نشان دهد پشیمان است و با بازی با برخی نمادها در پی بازسازی چهره خود برآمده و تلاش می‌‌کند میان رهبری امام خمینی و دوران پس از آن جدایی بیفکند.

بیانیه‌های موسوی حاوی آن است که وی خود را مدعی انقلاب اسلامی و امام خمینی می‌داند و با متهم ساختن مسئولان جمهوری اسلامی که به گفتة وی از راه امام خمینی(ره) منحرف شده‌اند تلاش می‌‌کند رهبری یک "مبارزه مقدس " را برای بازگشت به دوران امام خمینی(ره) و اصول انقلاب بر عهده بگیرد. او افزون بر توهین‌‌ها و تهمت‌‌های بالا، خود را مرکز رهبری جریان طرفدار "جمهوریت " و "اسلامیت " معرفی می‌‌کند و جبهه مقابل را جریانی در مخالفت با این دو ارزش اعلام می‌کند.

استفاده از روش‌های مبارزاتی انقلاب 1357 مانند گفتن "الله اکبر " بر بام خانه‌‌ها و به کارگیری بیانیه‌هایی با ادبیات نزدیک به انقلاب اسلامی را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد. در یکی از این بیانیه‌ها چنین آمده است:
این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است... رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم. سی سال پیش از این، در کشور ما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید: انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن‌ضمیر ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستاوردهای ارزشمندی حاصل آمد.

نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که به رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود... آیا ما مردم، شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح‌انگیز را تجربه نمی‌کردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا فضای نورانی دور نیست. آمده بودم نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای امام‌مان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت کنم. من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصلی انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به "نصر من‌الله و فتح‌ قریب " و "یا حسین " و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند، میوه‌هایش شبیه به هم است.

این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع کوچکشان آنها را وامی‌دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و "انقلاب مخملین " بنامند... این سرنوشت دو گروه را خوشحال کرد: یک دسته از آنان که از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی کردند و حکومت اسلامی را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر که با ادعای دفاع از حقوق مردم اساساً دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. هنر شگرف امام باطل کردن سحر این دوگانه‌انگاری‌ها بود. من آمده بودم تا با تکیه بر راه امام تلاش ساحرانی را که دوباره جان گرفته‌اند خنثی کنم.(3)
در این بیانیه چند نکته را می‌توان تشخیص داد:
1. تأکید بر عنصر "من " به جای ضمیر "ما " که بازگوکننده شخصیت موسوی بود. او خود را تافته‌ای جدا بافته می‌دانست که اصولاً دلیل 20 سال سکوت او نیز بیش از هر چیز در این ویژگی او ریشه داشت. موسوی به گونه‌ای سخن می‌گفت که گویی جز خود و امام خمینی(ره) کس دیگری را قبول نداشت و امام هم که دیگر حضور نداشت؛

2. موسوی که پس از تجمع غیرقانونی تشکیل شده به وسیله ستاد انتخاباتی جبهه دوم خرداد در 25 خرداد دچار توهم رهبری این جریان شده بود اما از تداوم این حمایت‌ها دچار تردید بود. اگر به عبارتِ "رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم " از نو بنگریم، نشانه‌های این دل‌نگرانی را خواهیم یافت. او می‌ترسید جمعیتی که در 25 خرداد در خیابان آزادی با ادعای نادرست تقلب جمع شدند و وی را در پیشبرد رادیکالیسم نامعلوم تهییج کردند روزی از این حمایت خویش بازگردند؛

3. ادبیات موسوی ملغمه‌ای بود از دیالوگ‌های فیلمنامه‌ای مانند اینکه "عده‌ای می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند " و ادعاهایی که تشخیص نادرستی آنها با اندکی تأمل به دست می‌آمد؛ مانند این ادعا که هیچ تشکیلات و سازماندهی‌ای برای آشوب‌ها وجود ندارد و "مردم " به صورت "خودجوش " به این رفتار دست زده‌اند؛

4. همچنین در این بیانیه به ناتوانی موسوی در جلب آرای عمومی نیز به طور تلویحی اشاره شده است. در واقع وقتی این انتظار از موسوی که به شکست خود اقرار کند در آن شرایط رخ داده غیرواقعی به نظر می‌رسید، اقرار به این که "من در این دعوت بلیغ نبودم " خود مطلب قابل توجهی بود که از ضمیر ناخودآگاه موسوی و خودِ واقعی او پرده برمی‌داشت؛ یعنی همان "خودی " که در پس "خود تبلیغی " موسوی پنهان نگاه داشته شده بود؛

5. موسوی از شعارهایی نظیر "الله اکبر " سخن گفت و تلاش کرد آشوب‌های پس از انتخابات را جنبش درون‌زا معرفی کند، اما نگفت که چرا رسانه‌‌های بیگانه و جریان‌های سکولار نیز هواداران موسوی را به سر دادن این شعارها دعوت می‌کنند. (در این باره در مطالب بعدی بیشتر سخن خواهیم گفت.)

این بیانیه که بعد از سخنرانی رهبر معظم انقلاب در 29 خرداد صادر شده بود، نه تنها بر رفتارهای غیرقانونی و غیرمنطقی گذشته اما به اسم منطق و قانون و مردم تأکید می‌کرد، بلکه رفتاری ضددینی و ضدامنیتی که به صراحت خطوط قرمز نظام را زیر پا گذاشته است نیز تلقی می‌شد.

در واقع این بیانه نوعی جوابیه به سخنان رهبر معظم به شمار می‌آمد که گویی تلاش کرده به فرازهای مهم بیانات ایشان پاسخ دهد. در بخش‌های دیگری از این بیانیه آمده است:
اینجانب همچنان قویاً اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است که باید به صورتی بی‌طرفانه از طریق یک هیأت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن که پیشاپیش امکان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود. یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته شوند، یا شورای امنیت کشور به جای پاسخگویی به سئوالات مشروع در خصوص نقش لباس شخصی‌ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حرکت‌های مردمی به فرافکنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد.

اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان یک همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی در معرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می‌فشارم و علی‌رغم توانایی‌های اندکی که در اختیار دارم بر این باورم که انگیزه و خلاقیت شما همچنان می‌تواند حقوق مشروع‌تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق کند.

مطمئن باشید که اینجانب همواره کنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در یافتن این راه‌حل‌های جدید، خصوصاً به جوانان عزیز توصیه می‌کند این است که نگذارید دروغ‌گویان و متقلبان، پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نااهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدران راستگویتان است از شما مصادره کنند.

این کلی‌گویی‌های ذکر شده در بیانیه‌ها در حالی بود که موسوی از ارائه اسناد و مدارک لازم برای نشان دادن تقلب در انتخابات امتناع می‌‌کرد. وی با وجودِ داشتن بیش از چهل هزار نماینده در پای صندوق‌های رأی که حدود نُه دهم صندوق‌‌ها بود مدرک قابل اعتنایی برای ارائه به شورای نگهبان ارائه نکرد و در گزارشی که شورای صیانت از آرا منتشر کرد م

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?


توصیه‌های شیخ برای شباب دانشجو



جارچیان و خبرچینان خبر آوردند که جماعتی از حواریون شیخ‌الحکما والادبا جهت دست‌بوسی به خدمت وی رسیده و عرضه داشتند:‌‌ ای شیخ! گر درنگ کنی و تعجیل روا مداری، قافیه را باخته‌ای؟

شیخ پرسید: از چه رو؟ حواریون بگفتند: مگر خبر نداری دو هفته‌ای است که آن یکی پیغامی از برای جوانکان دانشجو ارسال داشته و آنان را به سوی خود خوانده، حال آنکه همگان شاهد بودند میلیون‌ها نفر از نخبگان، اساتید و دانشجویان سال گذشته به روز گزینش فردی اصلح از برای زمامداری امورات کشور،در کوی و برزن نام تو را فریاد می‌کشیدند و می‌گفتند عالم‌تر و فاضل‌تر از شیخ در این دهر پیدا نبود و ردای ریاست ما فقط از آن اوست. کسی که به هنگام خطابه هر کلامش دری است گران از برای حکیمان و سخنوران و هر پندش را نیازمند تحریرهزاران رساله از برای تفسیرش. بر شماست که با افاضه فضل گوی سبقت از همگان بربایید تا بدانند با غصب حق شما چه خسرانی بر ساکنان بر و بحر وارد آمد. شیخ بگفت اگر اینگونه است پس من می‌گویم و شما بنگارید و هر جای کلام فزونتر از فهم این جوانکان دانشجو و اساتیدشان بود، خود به میان آنان بروید و آن را به زبان ساده ترجمه کنید چرا که نازل‌کردن کلام از بهر آنان دون شأن حکیم سخنوری چون من باشد. حواریون با ذوق تمام بگفتند سمعا و طاعتاً یا شیخ!
شیخ گفت و شاگردان کتابت کردند که متن پیامش از قرار زیر است:
فرزندان دانشجویم! بار دیگر روز دانشجو فرا رسیده و من هرگاه نام این روز را می‌شنوم به یاد دوران شباب خود می‌افتم که چگونه «جهشی» دروس دانشگاهی را پاس می‌کردم و در هر ترم دانشگاه یک مدرک دکترا از دانشگاه‌های داخله و خارجه دریافت می‌نمودم البته اینها به جز مدارک افتخاری است که از شرق و غرب عالم به نام من صادر می‌شد. حال آنکه عده‌ای حسود که چشم دیدن این همه فضل و حکمت را در یک نفر ندارند سال گذشته شعار می‌دادند «شیخ بی‌سواد عامل دست موساد». یادتان هست در ایام تبلیغات ریاست‌جمهوری هنگامی که به دانشگاه‌های شما سر می‌زدم، در هر دانشگاه صدها هزار دانشجو به استقبال ما می‌آمدند.
نوه‌های من! دیدید که در مناظرات تلویزیونی بر خلاف دیگران که فقط نفی یکدیگر می‌کردند من با استدلالات کاملاً علمی که اساتید و اقتصاددان‌های شهیر جهان نیز از درک آن عاجز بودند، همگان را از این همه علم و تجربه مملکت‌داری به بهت و حیرت واداشتم و پس از آن شاهد بودیم که ده‌ها میلیون رأی از چهارگوشه ایران و از تمامی‌استان‌ها که فکر می‌کنم تعدادشان 500 تا بود به سوی من سرازیر شد اما چشم تنگان به مقام و منزلت من حسادت ورزیدند و تمام آرای مرا به اسم دیگران خواندند و گفتند ای شیخ آرای باطله بر تو غلبه یافته‌اند! و در مرتبه پنجم ایستاده ای! من هرچه اندیشیده‌ام ندانستم این آرای باطله کیست و کی کاندیدا شد که ما نفهمیدیم.
جوانان دانشجو حیف که نتوانستم رئیس‌جمهور شوم و یکی حق ما را غصب نمود وگرنه کارهایی برایتان انجام می‌دادم که هزاران محمود نتوانند انجام دهند.
همانگونه که شما هم مطلعید این جماعت مدام از پیشرفت کشور خبر می‌دهند در صورتی من با گوش‌های خود شنیدم که اساتید شما هنوز در دانشگاه صاحب کرسی‌اند و بخاری و شوفاژ ندارند. من اگر مسئول می‌شدم همان ابتدای کار برای همه‌شان بخاری می‌خریدم تا مجبور نشوند مثل ننه‌جون من در سرمای زمستان از کرسی استفاده کنند.
دانشجویان عزیز مشکل ما آزادی بیان است همانگونه که آزادی بیان و دموکراسی باعث شد معدن‌چیان شیلی از زیر زمین بیرون بیایند. شما را نیز صاحب خانه و کار می‌کند. اصلاً اگر آزادی بیان بود شما همه‌تان یک شبه صاحب شغل و مال می‌شدید. اگر شما از خانواده‌تان دورید و در غربت درس می‌خوانید به خاطر نبود دموکراسی و آزادی بیان است.
فعلاً همین مقدار برایتان کافی است در پیام‌های بعدی راهکارهای دیگری برای حل مشکلاتتان را خواهم گفت.

امتياز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب ها: ,
? +? نويسنده: آرش یزدانی ? تاريخ: 15 آذر 1389 ? موضوع: ?

در باره من


منوي اصلي

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها



لينک دوستان

· """حجاب زن"""
· نهفته
· گنجینه علم
· گنجینه یاس
· دامنه البرز
· خانواده
· خبرداغ روز
· صراط المستقیم
· بهشت گمشده
· مفاخر
· شاخص
· فرهنگ و هنر
· پندار نیک
· اهل بیت
· تجسم
· سبزخاکستری
· نوین
· عطریاسین
· گوش شنوا
· هستی دو عالم
· زمزمه ی کلام
· رویای خیس
· قصه ی شهر
· صندوق حکایت
· مکتب ولایت
· اتاق فکر
· جعبه دریافت
· علم به یقین
· محکمه عدالت
· شفاعت
· پنجره آفتاب
· رونوشت
· متهم گریخت
· خورشید ولایت
· یاقوت بهشت
· دانشنامه
· پرازخالی
· اندیشه نو
· مکتب
· حاکم
· حکیم
· عدالت
· غافله
· طلوع خورشید
· غروب خورشید
· طلوع
· اسرا’
· رهروان خورشد
· سایه
· غروب
· تازه چه خبر؟
· فرهنگی
· خصوصی
· جامعه و سیاست
· سفروتوریسم
· موج ولایت


امکانات



آمار سایت